<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>.::شيعه سياسي::.</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com</link>
<description>امام روح الله (رض): ملی گرایی اساس بدبختی مسلمین است.</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 16 Feb 2012 14:02:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مخالفت آیت الله مصباح با تشکیل حکومت اسلامی+اسناد</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/177</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;قبل نوشت:&lt;BR&gt;در حالی که در روزهای اخیر شاهد اختلافات سیاسی بین احزاب و گروهها هستیم، متأسفانه دیده میشود بعضی کوته فکران اصرار دارند بگویند بین علما و بزرگانی مانند آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی اختلاف وجود دارد؛ و احمق تر از آنها کسانی اند که وقاحت را بدانجا رسانده اند که پیرامون شخصیت این دو عالم بزرگوار و سابقه انقلابی شان، جسارت هایی میکنند. سابقه حضرت آقای مهدوی که کاملا روشن است، اما پیرامون آیت الله مصباح، بعضا افراد بی تقوا این گزاره ها را مطرح میکنند که : &quot;آقای مصباح مگر عضو انجمن حجتیه نبود؟&quot;/&quot;آقای مصباح مگر با تشکیل حکومت اسلامی مخالف نیست؟&quot;/&quot;روشن است که آقای مصباح سابقه انقلابی ندارد.&quot; و اسف ناک است حرفهای دوم خردادی ها را اکنون، از زبان برخی افراد به ظاهر اصولگرا بشنویم. با توجه به تخریب هایی که انجام میشود، لازم دیدم برای تنویر اذهان عزیزان، بعضی مطالب و نوشته ها بازخوانی شود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سید علی اکبر محتشمی پور (اصلاح طلب): &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&quot; آقای مصباح یزدی بعد از سرکوب خونین قیام ۱۵ خرداد توسط رژیم شاه، به شدت از جریان مبارزه و نهضت اسلامی سرخورده و مخالف آن شده و ابایی از طرح مخالف خویش نداشت. به عنوان مثال در سال۱۳۵۲ در جلسه ای که دو نفر از بزرگان امروز نظام جمهوری اسلامی و مبارزان زمان شاه، در قم و در منزل آقای مصباح با ایشان به گفتگو نشستند، وی در مقام مخالفت با نهضت و مبارزه در زمان غیبت امام زمان(عج) به پاره ای از روایات استدلال میکند که هر قیامی از سوی مسلمانان، قبل از ظهور حضرت مهدی(عج) باطل و محکوم به شکست است.&quot;&lt;FONT size=1&gt; (۱)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیخ رسول منتجب نیا (اصلاح طلب):&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;آقای مصباح قبل از پیروزی انقلاب و در حالی که حضرت امام در تبعید و اساتید و مدرسین مبارز حوزه علمیه قم در بازداشت و تبعید بودند و مردم در تظاهرات و حرکت های انقلابی شهید میدادند...حاضر نبودند یک سیلی در راه مبارزه با رژیم شاه تحمل کنند و بزرگان نقل میکنند که در صد نوشتن کتابی علیه حکومت اسلامی بودند، به این معنا که هر حکومت قبل از پیروزی امام مهدی(عج) مشروعیت ندارد.&quot; &lt;FONT size=1&gt;(۲)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مهدی کروبی (اصلاح طلب):&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&quot;در دوران مبارزه آقای مصباح نیز مانند دیگر فضلا در صحنه حاضر شدند...اواسط دهه۴۰ حضور ایشان کم شد و به تدریج کمتر نیز شد و بعد دیگر وارد صحنه ها نشد....یک شب منزل یکی از دوستان عزیز ما مهمان بودیم...چند نفر از دوستان کنونی، همچون آقای موسوی خوئینی ها در آن جلسه حضور داشتند. من رو کردم به جناب آقای هاشمی رفسنجانی، پرسیدم از آقای مصباح اصلا خبری نیست...او گفت: مگر شما خبر ندارید آقای مصباح چگونه شده است؟گفتم:نه. آقای هاشمی گفت: آقای مصباح به کلی از حرکت نظام و انقلاب و مبارزه برگشته است. آقای هاشمی در ادامه از یکی ابز بزرگان نظام، که من الان از ذکر نامشان خودداری میکنم اسم بردند. آقای هاشمی میگفت شبی در قم بودیم و من به ایشان گفتم که خوب است فردا برویم و صبحانه را در منزل آقای مصباح بخوریم...دیدیم ایشان به کلی تمام کارهای ما و مبارزات را غلط میداند و میگوید که مبارزه اصلا معنا ندارد. حتی روایاتی میخواند که در غیبت وجود مقدس امام  زمان، هرکس قیام کند و حرکت کند، جز اینکه نابود شود، هیچ چیز دیگری رخ نمیدهد؛ یعنی باید منتظر ماند امام زمان(عج) ظهور کند.&quot; &lt;FONT size=1&gt;(۳)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 529px; HEIGHT: 274px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://naghdnews.ir/uploadcenter/uploads/1365898440.jpg&quot; width=472 height=913&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در پاسخ به ادعای مهدی کروبی، حجت الاسلام و المسلمین شیخ قاسم روان بخش،  دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن- که هم اکنون جزو کاندیداهای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز میباشد- جوابیه ای را منتشر کرد که در قسمت هایی از آن چنین آمده است:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot; ادعاهای فوق درباره آیت الله مصباح و شاهد آوردن از سخنان آقای هاشمی رفسنجانی...مبتنی بر خواندن احادیث مربوط به انجمن منحطه حجتیه، همگی برای اولین بار است که در تاریخ انقلاب مطرح میشود و در هیچ یک از کتابهای خاطرات مبارزان از جمله خاطرات آقای هاشمی که ریزترین مسائل دوران مبارزه را ضبط کرده ذکر نشده است! روشن است طرح این گونه مسائل آن هم در زمانی که اصلاح طلبان پس از شکست سنگین در انتخابات نهم [ریاست جمهوری] درصدد انتقام از آیت الله مصباح یزدی بر آمدند چه مفهومی میتواند داشته باشد. به راستی چگونه میتوان تئوری پرداز &quot;جمهوری اسلامی&quot; که عمر خود را در راه تحقق &quot;حکومت اسلامی&quot; صرف کرده و کتابهای زیادی در این باره از ایشان منتشر شده است را به طرفداری از افکار انجمن حجتیه متهم کرد که تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور ولی عصر &lt;FONT size=1&gt;(عج) &lt;/FONT&gt;را محکوم میدانند؟! و چگونه میتوان این تعارض را حل کرد که از سویی جرم ایشان نظریه پردازی در خصوص حکومت دینی و تشریح مبانی نظری جمهوری اسلامی و تصریح به ضرورت تشکیل حکومت بر اساس مبانی اسلام دانسته و از سوی دیگر ایشان را از مخالفان تشکیل حکومت قبل از ظهور حضرت مهدی &lt;FONT size=1&gt;(عج) &lt;/FONT&gt;دانست؟!...به راستی چگونه آقای مصباح بعد از دهه ۴۰ کلا از امام و مبارزات امام و راه ایشان رویگردان شده بود و در عین حال در اوج مبارزات در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ امضای ایشان در کنار امضای علمای طراز اول وجود داشت؟! حتما کسانی که در خط نخست مبارزه بودند خوب میدانستند که آیت الله مصباح از آن رو به تنهایی نشریه &quot;انتقام&quot; را منتشر میکردند که روند معمولی مبارزه را کند و ناکافی میدانستند. خوب است آقای کروبی برای یک بار هم که شده به کتاب انتقام که مجموعه مطالب همان نشریه بوده و پس از انقلاب توسط حجت الاسلام و المسلمین خسروشاهی جمع آوری و منتشر شده است، مراجعه کنند... اما ماجرای دیدار آقای هاشمی رفسنجانی و یکی دیگر از بزرگان نظام [مقام معظم رهبری] با آیت الله مصباح مربوط به سالهای است که سازمان مجاهدین خلق معرکه گران میدان شده بودند و تحت حمایت های مالی و سیاسی آقایانی از جمله آقای هاشمی رفسنجانی به مبارزه مسلحانه میپرداختند و از امام نیز میخواستند تا از آنها حمایت کند. آقای هاشمی طی نامه ای که توسط عزت الله سحابی برای امام فرستاد، خواهان حمایت جدی ایشان از این سازمان شد؛ ولی حقیقت ماجرا این است که یک روز شهید آیت الله قدوسی در مدرسه حقانی به آیت الله مصباح میگویند که فردا صبح آقای هاشمی میخواهند برای صبحانه منزل شما بیایند. فردای آن روز آقای هاشمی رفسنجانی همراه با یکی دیگر از بزرگان نظام به منزل ایشان رفته و دو تقاضا را مطرح میکنند؛ یکی اینکه از سازمان مجاهدین خلق حمایت کنید و دیگر اینکه بیایید یک جبهه مشترک ضدامپریالیسم تشکیل بدهیم. جناب آقای مصباح نسبت به خواست اول ایشان میگوید:&quot;من اینها را نمیشناسم لذا نمیتوانم تأییدشان کنم. من شناختی از آنها ندارم بنابراین نه نفی میکنم و نه اثبات.&quot; در پاسخ به خواسته دیگر نیز میگویند:&quot;اگر معنای تشکیل &quot;جبهه ضد امپریالیسم&quot; همکاری با مارکسیستها باشد بنده حاضر نیستم ولی اگر &quot;جبهه اسلامی&quot; باشد حاضرم. هرچه در قالب اسلام باشد آمادگی دارم ولی جبهه مشترک ضد امپریالیسم، اسم عامی است که شامل مارکسیستها هم میشود لذا حاضر نیستم.&quot; پس از چندی پیامی از طرف حضرت امام منتشر میشود مبنی بر اینکه مؤمنان حساب خودشان را از مارکسیستها حدا کنند. اگر منظور آقایان بریدن از مبارزات، عدم همراهی با مارکسیستها و التقاطیون است قطعا صحیح است و این از افتخارات آیت الله مصباح است، چرا که بعدا در سالهای ۵۴ و ۵۵ که حقایق تا حدودی روشن شد علمایی که سازمان را حمایت مالی میکردند اظهار پشیمانی کرده و حتی آقای هاشمی نیز در سفر سال ۵۴ به نجف از امام خواستند تا با همان موضع خود در عدم حمایت از برخورد مسلحانه ادامه دهند...نکته دیگر آنکه؛ به درستی اگر حضرت آیت الله مصباح از پیشتازان مبارزه نبودند چرا مبارزی همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی این چنین از ایشان میخواهند که سازمان مجاهدین خلق را به رسمیت شناخته و یا جبهه مشترک ضد امپریالیست تشکیل دهند؟ مطلب فوق به اضافه امضاهای مکرر آیت الله مصباح در کنار علمای طراز اول حوزه علمیه علیه رژیم طاغوت نشان دهنده آن است که ایشان هر نوع مبارزه را قبول نداشتند و حاضر نبودند از کسانی حمایت کنند که به دنبال تحقق حکومت مارکسیستی بوده و گفته بودند:«اگر روزی قدرت را به دست بگیریم در مرحله اول شماها [روحانیون] را از دم مسلسل میگذرانیم.» آری! جرم آیت الله مصباح این بود که همانند حضرت امام حاضر نشد در آ» سالها از این گروه منحط و منحرف حمایت کند.»&quot; &lt;FONT size=1&gt;(۴)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حضرت آقا &lt;FONT size=1&gt;(روحی له الفداء)&lt;/FONT&gt;:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot; این هجوم های تبلیغاتی را که به شخصیتهای برجسته، به انسانهای والا و با اخلاق برجسته میکنند، اینها همه اش نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یک نفر مثل جناب آقای مصباح که حقیقتا این شخصیت عزیز، جزو شخصیت هایی است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاسگزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار میگیرند.&quot; &lt;FONT size=1&gt;(۵)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;پی نوشت ها:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;۱. روزنامه بیان/ ۱۴ بهمن۱۳۷۸&lt;BR&gt;۲. روزنامه بیان/ ۲۳ فروردین ۱۳۷۹&lt;BR&gt;۳. روزنامه شرق/ ۱۷دی ۱۳۸۴&lt;BR&gt;۴.روزنامه شرق-۳بهمن۱۳۸۴/هفته نامه پرتو سخن۱۲بهمن۱۳۸۴&lt;BR&gt;۵. دیدار با دانشجویان شرکت کننده در طرح ولایت۱۳۷۹&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;*منبع: کتاب گفتمان مصباح&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پ.ن:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;می رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است / می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد / وان یکاد از نَفَس &lt;STRONG&gt;فاطمه &lt;/STRONG&gt;برتن دارد ... &lt;STRONG&gt;یازهراء &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;(س)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Feb 2012 14:02:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/177</guid>
</item>
<item>
<title>میخواهم با همسرم شهید شوم</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/176</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;EM&gt; این خاطره بسیار خواندنی است... برایم بسیار جالب بود...از دست ندهید...&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دکتر حسین شیخ الإسلام:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 517px; HEIGHT: 330px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://khakrizgraf.persiangig.com/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%20%D8%B3%DB%8C%D8%AF%20%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%20%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C.jpg&quot; width=514 height=1297&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همسر سید عباس موسوی، دخترعمویش و رئیس حوزه بانوان بعلبک بود و برای کارهای حوزه به ایران می‌آمد و کتاب و مدرک جمع می‌کرد و می‌برد. یک‌بار به ايران آمده بود و شب به دمشق برگشت. آقای مروی که بعداً سفیر ایران در سودان شد، کاردار ما در دمشق بود. رفت فرودگاه که خانم سیدعباس را به بعلبک برساند. آقای مروی می‌گوید كه دو ساعت راه بود و صحبت کردیم و پرسیدم: «خانم! شما نمی‌ترسید که سیدعباس این‌قدر تنهایی می‌رود جبهه و این‌طرف و آن‌طرف؟» خانم فرمودند: «خیر! من از خدا خواسته‌ام که ایشان شهید شود و با هم شهید شویم» و همین‌طور هم شد و موقعی که از سخنرانی در جبشید برمی‌گشتند، ماشین‌شان مورد اصابت موشک‌های اسرائیلی قرار گرفت و سیدعباس و خانمش و فرزندشان که معلول بود و اگر زنده می‌ماند، شاید بعد از آن‌ها دیگر کسی نمی‌توانست درست از او مراقبت کند، به شهادت رسیدند و محافظ و راننده از ماشین می‌پرند بیرون و زنده می‌مانند. من ماشین را دیدم که همه‌اش سوخته بود، ولی موشک به عقب ماشین که آن سه تن نشسته بودند، خورده بود. به احتمال قوی سید عباس حتی درد هم احساس نکرده بود، چون سید آن‌قدر کار می‌کرد و وقت استراحت نداشت که به‌محض اینکه سوار ماشین می‌شد، سرش را می‌گذاشت و می‌خوابید و تنها وقت استراحتی که داشت، در ماشین بود. من خودم این را دیده بودم که به‌محض اینکه سرش را می‌گذاشت می‌خوابید و هیچ معطل نمی‌شد و روحش بالا بود و وقتی این‌ها را زدند، درد هم احساس نکرده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;منبع: &lt;/EM&gt;&lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/rajanews.com/detail.asp?id=115939&quot; target=_blank&gt;مصاحبه دکتر شیخ الاسلام&lt;/A&gt; &lt;FONT size=1&gt;(رجانیوز)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;مرتبط:&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;EM&gt;&lt;BR&gt;&lt;/EM&gt;&lt;A href=&quot;http://shiawallpapers.ir/wp-content/uploads/2010/10/sed-abbas-musavi-by-shiawallpapers.jpg&quot; target=_blank&gt;یک پوستر زیبا از تمثال مبارک سید عباس موسوی&lt;/A&gt; &lt;FONT size=1&gt;(اثر شیعه والپیپر - امیرحسین طهرانی عزیز)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;پ . ن :&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; - فیلم بسیار زیبای &quot;&lt;STRONG&gt;قلاده های طلا&lt;/STRONG&gt;&quot;ی ابوالقاسم طالبی را از دست ندهید، که واقعا شاهکار است! از جمله فیلم هایی است که جا دارد ۲-۳ بار با دقت ببینیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ای ماه محمد نشان  ... خاک‌نشین حرمت عرشیان ... &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;ای نگهت مایه‌ سرمتی ‌ام...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;هستی تو فلسفه‌ هستی‌ام / یا&lt;STRONG&gt;زهراء&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;(س)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 00:12:24 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/176</guid>
</item>
<item>
<title>نابودی آخرین مهره های آمریکا</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/174</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در ماههای منتهی به پایان سال 2011 و خروج نظامیان آمریکایی از خاک عراق، سیاست مداران آمریکایی با محوریت جیمز فرنکلین جفری - سفیر ایالات متحده آمریکا در عراق و ژنرال لويد اوستين - فرمانده نظامیان آمریکایی در عراق تمام توان خود را برای تمدید قرارداد امنیتی و حضور خود در عراق به کار بستند. گفته میشود باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده، خود بارها از نوری مالکی نخست وزیر عراق و همچنین جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق درخواست تمدید قرار داد امنیتی با این کشور را مطرح کرد، که با مخالفت آنها مواجه شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 503px; HEIGHT: 258px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.borhan.ir/Images/News/Larg_Pic/18-10-1390/IMAGE634616322866510938.jpg&quot; width=469 height=244&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گفته محققان آمریکایی، پس از خروج نظامیان کشورشان از خاک عراق، جمهوری اسلامی و گروههای ذی نفوذش تمام صحنه سیاسی عراق را تصاحب خواهند کرد. برای مثال ؛ آقای &quot;فردریک کیگان&quot; مدیر پروژه تهدیدهای بنیادی در مؤسسه اینترپرایز آمریکا در مقاله ای با عنوان &quot;ارزیابی تهدید عراق&quot; که در می 2011 منتشر شد، پس از مقایسه توان نظامی جمهوری اسلامی ایران و عراق، تنها راه ایجاد دولتی مستقل - بخوانید وابسته به آمریکا- در عراق را باقی ماندن نیروهای نظامی آمریکا در این کشور دانست و تأکید کرد اگر چنین اتفاقی نیفتد، نیروی قدس و جریان های سیاسی ذی نفوذش سرتاسر عراق را در اختیار خواهند گرفت، و این مسئله فقط شامل عراق نمیشود، چرا که با تصاحب عراق، میزان نفوذ جمهوری اسلامی در سایر کشورهای خاورمیانه افزایش خواهد یافت و در نهایت اینکه نفوذ جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه، بزرگترین تهدید برای امنیت ملی آمریکا به حساب می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما به دلیل بینش سیاسی و درک عمیق مردم و مسئولان عراق، مسئله تمدید قرار امنیتی آمریکا و عراق هرگز اتفاق نیفتاد. بدین جهت آمریکایی ها ایجاد سفارتخانه ای چندهکتاری با چندهزار پرسنل را در دستور کار خود قرار دادند تا شاید بتوانند نفوذ خود را در این کشور حفظ کنند. اما همانطور که پیش بینی میشد، افتتاح چنین سفارتخانه ای هم راه به جایی نبرد. یکی از دلایل چنین پیش بینی این است که اشغالگران آمریکایی در سال 2008 ، زمانی که حضور نظامی در این کشور داشتند و دستشان برای تقلب در انتخابات باز بود -که چنین کاری هم از جانب آنها صورت گرفت- و هنگامی که چهره های سیاسی همراه با آنها جایگاهی در بین مردم داشتند، شکستی بی سابقه و شرم آور را در صحنه انتخابات پارلمانی خوردند؛ اکنون که ناظران انتخاباتی همگی توسط حکومت مرکزی عراق انتخاب میشوند، طبیعتا وضعیت آمریکا و وابستگانش در انتخابات های آتی بسیار وخیم تر خواهد بود. چرا که اکثر مهره هایشان در عراق سوخته اند، و تنها چند مهره به درد نخورد برایشان باقی مانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما -خوشبختانه- از دیگر اشتباهات استراتژیک آمریکا، سوزاندن همین چند مهره موجود خود در صحنه سیاسی عراق بود. سیاستمداران آمریکایی تصور میکردند با ایجاد نا امنی در عراق پس از خروجشان از این کشور، همه به اهمیت حضور نظامیان آمریکایی در عراق پی میبرند و مسئولان عراقی از مسئولان آمریکایی درخواست همکاری برای حفظ امنیت کشورشان میکنند. در صورتی که این بار هم تیر آمریکایی ها به خطا رفت. حکومت مرکزی عراق نه تنها توانست تا حدی با انفجارها و ناامنی ها مقابله کند، بلکه توانست سرنخ اصلی این انفجارات را شناسایی و به مردم معرفی کند. ارتش عراق با همکاری گروهی از معاونت اطلاعات دفتر نخست وزیری پس از بررسی های متعدد، طارق هاشمی معاون رئیس جمهور عراق - که از متحدان آمریکا به حساب می آید- را به عنوان عامل انفجارات تروریستی شناسایی کردند.. چند روز قبل از اعلام این خبر، محافظان طارق هاشمی به همراه یک خودروی بمب گذاری شده که قصد داشتند آن را در نقطه ای از شهر کار بگذارند، دستگیر شدند و اعتراف کردند در ترکیه آموزش نظامی و بمب گذاری را دیده اند، این کارها به دستور طارق هاشمی انجام شده و از جمله برنامه هایشان ترور نوری مالکی- نخست وزیر عراق بود. پس از صدور حکم دستگیری طارق هاشمی در 19 دسامبر2011، وی اتهاماتی را که محافظانش هم به آن اعراف کردند، ساختگی خوانده و به کردستان عراق گریخت. گفته میشود مسئولان آمریکایی و ترکی به سران کردستان دستور داده اند وی را در اقلیم خود نگه دارند. اما روز چهارشنبه ۲۹ دی ماه برخی منابع از دستگیری معاون رئیس جمهوری عراق به وسیله نیروهای واکنش سریع عراق و انتقال وی به بغداد خبر دادند. بهرحال آمریکا و عربستان دیگر مهره ای در عراق ندارد و سران جریان های سیاسی آمریکایی هیچ جایگاهی در بین قاطبه ی مسلمان عراقی ندارند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با توجه به اینکه نوری مالکی نخست وزیر فعلی عراق اعلام کرده است در دور بعد کاندیدای نخست وزیری نخواهد شد، بهترین فرصت برای احزاب شیعی&lt;FONT size=1&gt;(حزب الدعوه-مجلس اعلی و جریان صدر)، &lt;/FONT&gt;کردها و اهل سنت عراق است که با احیای مجدد &quot;ائتلاف یکپارچه عراق&quot; تحت اشراف آیت الله سیستانی، حکومت را کمافی السابق در دست گرفته و معدود باقی ماندگان رژیم بعث و وابستگان به آمریکا را برای همیشه از صحنه سیاسی عراق حذف کنند. البته متأسفانه، اظهارات برخی سیاسیون چنین مسئله ای را نفی میکند، با این حال شنیده ها حاکی از آن است که جمع بندی احزاب سیاسی در دور بعدی روی آقای دکتر ابراهیم جعفری و یا یک فردی مشابه به وی خواهد بود، که او هم از داعیه داران مبارزه با اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;مرتبط:&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://mohannad.ir/post/172&quot; target=_blank&gt;فیلم دستگیری محافظان طارق الهاشمی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2585&quot; target=_blank&gt;آیا طارق الهاشمی آمریکا را به عراق باز میگرداند؟&lt;/A&gt; &lt;FONT size=1&gt;(سایت برهان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;جالب:&lt;/EM&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://dosekalame.mihanblog.com/post/5&quot; target=_blank&gt;فیلم شکنجه نوری زاد&lt;/A&gt; &lt;FONT size=1&gt;(وبلاگ مصطفی قره باغی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;EM&gt;پ.ن:&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;- قال الله تعالی:[یامحمد]لولاک لما خلقت الافلاک، و لو لا علیًّ لما خلقتک، و لو لا &lt;STRONG&gt;فاطمة &lt;/STRONG&gt;لما خلقتکما&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;عصمت داوری نبود اگر نبود &lt;STRONG&gt;فاطمه &lt;/STRONG&gt;... جنت و کوثری نبود اگر نبود&lt;STRONG&gt; فاطمه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;هیچ پیمبری نبود اگر نبود &lt;STRONG&gt;فاطمه&lt;/STRONG&gt; ... احمد و حیدری نبود اگر نبود &lt;STRONG&gt;فاطمه &lt;/STRONG&gt;/ یا&lt;STRONG&gt;زهراء&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;(س)&lt;FONT class=option color=#363636&gt;&lt;FONT class=option color=#363636&gt;&lt;FONT class=option color=#363636&gt;&lt;FONT class=option color=#363636&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Feb 2012 02:32:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/174</guid>
</item>
<item>
<title>قبیله گرایی حتی در قبال شریعتمداری !</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/173</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۱. به غیر ذات اقدس حق تعالی، انبیا و ائمه معصومین(ع) و همچنی اولیای الهی، هیچکس از درون و باطن افراد اطلاع ندارد. لذا موظفیم به ظاهر اعمال افراد حکم کنیم. اگر کسی با نیت خیر کار بدی انجام دهد، باید عتاب شود، چرا که حکم را به ظاهر میکنیم و بس.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img height=&quot;426&quot; width=&quot;305&quot; src=&quot;http://bardashtnews.com/uploads/posts/1305822656_7992_891.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۲. در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که نام استاد حاج حسین شریعتمداری نه به عنوان نویسنده ی یادداشت، که به موضوع یادداشت ها و خبرها تبدیل شده است. عده ای معتقدند در جزوه ای با عنوان&quot;استقامت در منطقه ممنوعه&quot; که توسط شاخه دانشجویی جبهه پایداری نوشته شده، به حسین شریعتمداری توهین شده است و وظیفه خود دانسته اند که ندای دادخواهی مدیرمسئول کیهان را سرداده و جریان مقابل خود را محکوم کنند. شاید در نگاه اول این دادخواهی و حمایت از حسین شریعتمداری، خیلی خوب به نظر برسد - که میرسد- ، اما تنها با بررسی اجمالی رخدادهای چندماه گذشته، طبیعتا نگاه هر فردی که حق طلب بوده و قبیله گرا نیست، تغییر پیدا میکند و متوجه میشود این نوشته ها، بیش از آنکه عدالتخواهانه باشد، به نظر نوعی &quot;تجارت&quot; است. - که انشالله نیست-&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۳. در جزوه مذکور نکاتی پیرامون صحبت ها و یادداشت های حسین شریعتمداری بیان شد- که حتی با مخالفت برخی از اعضای شاخه دانشجویی جبهه پایداری نیز روبرو شد -. پس از بررسی ها و تبادل نظراتی که درون جبهه پایداری صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که قسمت های مربوط به مدیرمسئول کیهان را از جزوه حذف کنند. از این اقدام میتوان نتیجه گرفت که خود اعضای جبهه پایداری نیز با آن نوشته ها مخالف بودند که در نهایت حذف شد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۴. در مقابل افرادی آمدند بدون ذکر این مطلب که قسمت های مربوطه از جزوه حذف شده، به تقبیح نوشته های حذف شده پرداختند و ژست عدالتخواهانه گرفتند. شبهه ای که برای نگارنده پیش آمده و سؤالی که از طرفداران امروزی استادم حاج حسین شریعتمداری دارم، این است که شما با هر نوع توهین به آقای شریعتمداری مخالفید یا با به طور کل با جزوه مذکور مخالفید؟ اگر فقط با جزوه و محتوای آن مخالفید، چرا از نام ایشان استفاده ابزاری میکنید؟ و اگر با هرگونه توهین به ایشان مخالفید چرا در مقابل اظهارات ذیل سکوت محض اختیار کردید:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;الف. دکتر محمد باقر قالیباف (شهردار محترم تهران) در ۸ آذر سال ۸۸ و در اوج فتنه در پاسخ به این سوال که چرا رسانه های شهرداری در فتنه شفاف سازی نمی کنند، گفت: &quot;اینکه رسانه های زیرمجموعه من شفاف سازی نکردند را قبول ندارم ولی اگر بخواهند مانند کیهان عمل کنند نه قبول دارم و نه اجازه می دهم.&quot;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ب. سایت خبری &quot;فردا نیوز&quot; و روزنامه &quot;همشهری&quot; در تاریخ ۲۵ دی ماه ۹۰ در مطلبی به قلم فردی به نام حسین قربانزاده از پیشنهاد حاج حسین شریعتمداری پیرامون مقابله به مثل ترور شهید مصطفی احمدی روشن، با عنوان &quot;تز نامردها&quot; یاد کرد. به زبانی صریح تر: با وقاحت و بی شرمی تمام اظهار کردند حاج حسین شریعتمداری نامرد است!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;۵. قطعا نمونه هایی که برای مثال بیان شد، از نوشتار جبهه پایداری پیرامون حاج حسین شریعتمداری - که بعدا هم حذف شد- بسیار زشت تر و شرم آورتر است. اما در قبال این توهین ها هیچ واکنشی نشان داده نشد. امید است برادران عزیز ارزشی مان روزانه اخبار تمامی رسانه ها را رصد کرده و به تمامی توهین ها نسبت به مدیرمسئول محترم کیهان واکنش نشان دهند، چرا که در غیر این صورت خدای ناکرده این برداشت میشود که قصد آنها تجارت سیاسی با توسل به یک اشتباه اصلاح شده بوده است و در حالی که اعضای جبهه پایداری بارها موضع مثبت خود نسبت به حضرتشان را اعلام کرده اند،&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;em&gt;مرتبط :&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;- امیرعلی آزادی حرف دلمان را به زبانی دیگر زده: &lt;a href=&quot;http://www.gharibenisti.blogfa.com/post-28.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;قبیله ما از قبیله شما بهتر است!&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پ . ن :&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;بهشت با همه نهرهای خود ... چنگی به دل نمیزد اگر کوثری نداشت... &lt;em&gt;یازهراء (س)&lt;/em&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 03:11:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/173</guid>
</item>
<item>
<title>فیلم دستگیری محافظان الهاشمی</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/172</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;embed width=&quot;600&quot; height=&quot;400&quot; flashvars=&quot;config=http://www.aparat.com//video/video/config/videohash/d2a2619455160e361c0fb30f074c01a2111105&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; quality=&quot;high&quot; src=&quot;http://www.aparat.com/public/public/player/aparattv&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot; name=&quot;aparattv&quot; id=&quot;aparattv&quot;&gt;&lt;/embed&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/38/d2a2619455160e361c0fb30f074c01a2111105.flv&quot;&gt;برای دانلود اینجا کلیک کنید.&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پس از خروج نظامیان آمریکایی از خاک عراق، این کشور شاهد ناامنی های گسترده ای در شهرهای اصلی خود بود. برخی تحلیل گران سیاسی این انفجارات تروریستی را با درخواست آمریکا برای تمدید قرارداد امنیتی خود با عراق، که رهبران عراقی از امضای آن امتناع ورزیدند، بی ربط نمیدانند. به دنبال پیگیری حکومت مرکزی عراق پیرامون مقصران انفجارات تروریستی بغداد، سرانجامِ تحقیقات به متحدان آمریکا در عراق منتهی شد. متحدانی که توفیق چندانی در انتخابات سال 2008 پارلمان عراق نداشتند. پس از آنکه بر قوه قضائیه محرز گردید طارق هاشمی معاون سابق رئیس جمهور عراق به وسیله محافظان خود در انفجارات دست داشته، حکم دستگیری وی و محافظانش صادر شد. طارق هاشمی که وابستگان به غرب و آمریکاست، پس از اطلاع از حکم دستگیری اش، از بغداد گریخت. وی هم اکنون در کردستان عراق به سر میبرد. گفته میشود سازمان سیا به سران کردستان دستور محافظت از وی را داده است. اما محافظان وی فرصت گریختن را نداشته و توسط نیروهای امنیتی عراق دستگیر میشوند. محافظان پس از دستگیری اعتراف کردند که انفجارهای روز گذشته کار آنها بوده، در ترکیه آموزش دیده اند و از دیگر مقاصد آنها ترور نوری المالکی نخست وزیر عراق بود. تصاویر اعترافات آنها از رسانه های عراقی پخش گردید. &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;فیلم فوق، لحظات دستگیری محافظان طارق هاشمی است. &lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 28 Jan 2012 00:30:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/172</guid>
</item>
<item>
<title>بابا ...</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/171</link>
<description>این عکس خود یک روضه ی مکشوف است ... 
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 align=bottom src=&quot;http://keshesh.persiangig.com/00yatimi.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;EM&gt;مرتبط:&lt;/EM&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mashreghnews.ir/fa/news/93265/%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D9%87-%D9%82%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85&quot; target=_blank&gt;&lt;BR&gt;من به بابا یه قول مردونه دادم&lt;/A&gt; (مشرق نیوز) &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://hasanroozi.blogfa.com/post-81.aspx&quot; target=_blank&gt;کی گفته من بابا ندارم&lt;/A&gt; (یادنامه)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.najafzadeh.ir/weblog/archives/post_154.php&quot; target=_blank&gt;با گذشت این همه روز&lt;/A&gt; (یادداشت های یک خبرنگار)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://irish.blogfa.com/post-197.aspx&quot; target=_blank&gt;علی هنوز استمرار دارد&lt;/A&gt; (ایریت)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://kooyeoo.blogfa.com/post-99.aspx&quot; target=_blank&gt;رسم به والله تو ماها&lt;/A&gt; (کوی او)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://rafezeh.parsiblog.com/Posts/3/%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2+%D8%A8%D9%87+%D8%B1%D9%86%DA%AF+.+.+.+%D8%A8+%D8%A7+%D8%A8+%D8%A7/&quot; target=_blank&gt;قرمز به رنگ بابا&lt;/A&gt; (رافضه)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ignornews.blogfa.com/post-169.aspx&quot; target=_blank&gt;برای سعید ...&lt;/A&gt; (چاپارنامه)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://farzandekhak.blogfa.com/post-368.aspx&quot; target=_blank&gt;پدر مهربان ما&lt;/A&gt; (فرزند خاک)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://sar-band.blogfa.com/post-135.aspx&quot; target=_blank&gt;بدون شرح&lt;/A&gt; (خانه من بیت رهبری است)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://hoveyze.persianblog.ir/post/49/&quot; target=_blank&gt;نامه یک آقازاده به پدرش&lt;/A&gt; (بی تاب هویزه)&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://ghonottaghebleh.blogfa.com/post-82.aspx&quot; target=_blank&gt;پدری از جنس نور&lt;/A&gt; (قنوت تا قبله)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://didgahe-no.blogfa.com/post-44.aspx&quot; target=_blank&gt;این واگویه دلم را لرازند&lt;/A&gt; (دیدگاه نو)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://d-aseman.blogfa.com/post/49/%D8%A8%D9%80%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%80%D9%85-%D9%82%D8%B5%D9%80%D9%87-%DB%8C%D9%90-%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%80%D9%85%D9%80%DB%8C&quot; target=_blank&gt;بازهم قصه یتیمی&lt;/A&gt; (دلتنگ آسمان)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://rajanews.com/detail.asp?id=114361&quot; target=_blank&gt;فيلم/ علی پسر چهار ساله شهید احمدی روشن هنوز از شهادت بابا خبر ندارد&lt;/A&gt; (رجا نیوز)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://ohod30.blogfa.com/post-92.aspx&quot; target=_blank&gt;پراکنده - درباره مصطفای شهید&lt;/A&gt; (از شکاف اُحد ندایی می آید که برگرد)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://kuchehayebaran.blogfa.com/post-173.aspx&quot; target=_blank&gt;غم به دلتان راه ندهید آقا&lt;/A&gt; (کوچه های باران)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=18651&quot; target=_blank&gt;راه مجاهدت باز است&lt;/A&gt; (مهدی قزلی)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://lebaskhaki.ir/post-246.aspx&quot; target=_blank&gt;جدایی اصغر فرهادی یا جدایی پسر چهارساله مصطفای شهید&lt;/A&gt; (لباس خاکی)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;آهای دشمن! علیرضای هسته ای از پدرش نخبه تر خواهد شد (قطعه ۲۶) &lt;FONT size=1&gt;[در بلاگفا نمیشود لینکش را گذاشت]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://mahdaviyoun.blogfa.com/post-80.aspx&quot; target=_blank&gt;نخبه جوان، شهادتت مبارک&lt;/A&gt; (مهدویون)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://kookhneshin.blogfa.com/post-115.aspx&quot; target=_blank&gt;بدون عنوان&lt;/A&gt; (دست نوشته های یک دانشجوی کوخ نشین)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://bazrafkan.blogfa.com/post-316.aspx&quot; target=_blank&gt;هنوز برای شهید شهریای پوستر نزده ایم؟&lt;/A&gt; (تأملات)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://nato88.blogfa.com/post-49.aspx&quot; target=_blank&gt;به فدای دل دریاییت آقا&lt;/A&gt;  (سرباز ولایت)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://kulebedush.blogfa.com/post-31.aspx&quot; target=_blank&gt;برای شهید احمدی روشن&lt;/A&gt; (کوله به دوش)&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://kulebedush.blogfa.com/post-32.aspx&quot; target=_blank&gt;No Sanctions, No War Against Iran&lt;/A&gt; (کوله به دوش)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://boro2shok.blogfa.com/post-130.aspx&quot; target=_blank&gt;نامه یک دانشجو به اصغر سینمای ایران&lt;/A&gt; (والعادیات ضبحا)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://boro2shok.blogfa.com/post-126.aspx&quot; target=_blank&gt;بکشید ما را ! ملت ما بیدارتر میشود&lt;/A&gt; (والعادیات ضبحا)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پ . ن :&lt;BR&gt;۱. با دیدن این عکس، یاد آن لحظه ای افتادم که : برای امام حسین (ع) خبر آوردند حضرت مسلم ابن عقیل (ع) را به شهادت رسانده اند. حضرت فرزندان مسلم را صدا زد، آنها را به دامن گرفت و دست بر سرشان میکشید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲. شهید احمدی روشن، شهید شد، یک تشییع شکوهمند برگزار شد، همه شرکت کردیم، شاید تسلایی باشد برای خانواده اش، اما چه میکشند خانواده سربازان گمنام امام زمان(عج)، وقتی فرزندشان شهید میشود، بی سر و صدا باید مراسم تشییع برگزار کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳. اگر لینکی مرتبط با موضوع دارید، لطفا در قسمت نظرات قراردهید.ممنون.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 22:02:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/171</guid>
</item>
<item>
<title>ساکتین تروریسم</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/170</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;1. &lt;/strong&gt;ساعت 7.30 صبح 22 دی ماه 1388 دکتر مسعود علی محمدی استاد فیزیک دانشگاه تهران، به هنگام بیرون آمدن از منزلش، بر اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور به شهادت میرسد. علی محمدی از دانشمندان درجه یک هسته ای ایران به حساب می آمد. پس از دستگیری مجید جمالی فشی-عامل ترور شهید علی محمدی، وی اعتراف میکند که در داخل خاک سرزمین های اشغالی فلسطین آموزش دیده است. وی تأکید کرد ترور شهید علی محمدی با دستور مستقیم سازمان &quot;موساد&quot; انجام گرفته و بابت این کارش نیز، پاداش های هنگفتی دریافت کرده است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;2.&lt;/strong&gt; در هفته اول اسفند ماه 1388 یک تروریست به نام عبدالمالک ریگی دستگیر میشود. تروریستی که در صحبتهایش صریحا اعتراف کرد از آمریکا و اسرائیل خط می گرفته و حتی برای دیدار با یک فرمانده ارشد آمریکایی راهی قزاقستان بوده است. وی تعداد زیادی از مردم جنوب شرق کشور را مستقیما به دست خود به شهادت رساند و همچنین مسئولیت تعداد بسیاری از انفجارات تروریستی در داخل خاک کشور را قبول کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;3.&lt;/strong&gt; جان ساورز رئیس سازمان جاسوسی انگلیس (MI6) از لزوم عملیتهای پنهان و امنیتی در راستای توقیف برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی ایران سخن میگوید. حدودا یک ماه بعد و در 8 آذرماه 1389 دو استاد فیزیک دانشگاه شهید بهشتی در دو عملیات جداگانه مورد حمله تروریستی قرار میگیرند. دکتر فریدون عباسی جان سالم به در میبرد، ولی دکتر مجید شهریاری به مقام شهادت میرسد.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;4.&lt;/strong&gt; در مهرماه 1390 &quot;جک کین&quot; فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا و &quot;رویل مارک گریچ&quot; از کارشناسان موسسه &quot;دفاع از دموکراسی&quot; در جمع تعدادی از اعضای کنگره امریکا با بی شرمی تمام پیشنهاد انجام اقدامات تروریستی علیه جمهوری اسلامی را میدهند.  جک کین، در سخنانی در کمیته امنیت داخلی کنگره امریکا، با يادآوري لزوم تشدید فشار علیه ایران گفت:«چرا آن‎ها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته اند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟نمی گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می دهم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آنها اعمال کنیم.» همچنین  &quot;رویل مارک گریچ&quot; مشاور ارشد کنگره امریکا و کارشناس موسسه &quot;دفاع از دموکراسی&quot; در مورد مسئولین جمهوری اسلامی ایران گفته بود: «آنان را نمی‌توانید جز با کشتن مرعوب کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر می کند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید!» در همین حال سه مقام امریکایی در نامه‌ای که اول آذرماه جاری به اوباما نوشته شد، تاکید کردند که لازم است امریکا به زیرساخت های ایران و مقامات ارشد این کشور را با افزایش عملیات‌های مخفیانه آسیب برساند. این نامه به امضای پیتر کینگ رئیس کمیته امنیت داخلی کنگره، مایکل مک کاول، رئیس کمیته فرعی نظارت، تحقیقات و مدیریت و پاتریک می هان رئیس کمیته فرعی مقابله با تروریسم رسیده است.&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;5.&lt;/strong&gt; ساعت 8.20 صبح چهارشنبه 21 دی 1390 و در دومین سالروز ترور شهید دکتر مسعود علی محمدی، یک انفجار تروریستی در منطقه سید خندن تهران رخ داد که بر اثر آن مصطفی احمدی روشن فارغ التحصیل دانشگاه شریف، در همان لحظه شهید میشود و دو همراه وی به بیمارستان منتقل میشوند. چند ساعت بعد رسانه ها خبر شهادت یکی از آن دو را اعلام میکنند. فرد تروريست سوار بر موتور سيكلت يك بمب آهن‌ربايی را دقيقاً مشابه شيوه ترور شهيد دكتر مجيد شهرياری به خودروی پژوی 405 سورمه‌ای رنگ حامل وی چسباند.&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;6.&lt;/strong&gt; 8 آذرماه 1390 دانشجویان بسیجی دانشگاههای تهران از ساعت 15 تجمعی اعتراض آمیز به اقدامات تروریستی انگلیس، در مقابل سفارت این کشور در خیابان فردوسی برگزار کردند. بعد از اتمام سخنرانی اساتید و دانشجویان، عده ای از دانشجویان با پلیس درگیر شدند و پس از آن چند نفرشان از دیوار سفارت بالا رفتند تا پرچم انگلیس را به پایین بیاورند. بعد از چند دقیقه عده  زیادی از دانشجویان با شور و حرارت انقلابی از دیوار سفارت بالا رفته و داخل سفارت شدند. بعد از چند ساعت و با اولتیماتوم نیروی انتظامی، دانشجویان از سفارت خارج شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;7.&lt;/strong&gt; نگارنده در مقام ارزش گذاری حرکت دانشجویان در هشتم آذرماه نیستم؛ اما چیزی که با چشم خود دیدم حاکی از آن بود دانشجویان بسیجی -که بعدها تسخیرکنندگان نام گرفتند- با یک هدف مقدس جلو رفتند و آن پیشبرد اهداف انقلابی حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بود. اینکه حرکتشان درست بود یا غلط، بحث دیگری است که در این نوشتار نمیگنجد، اما با صداقت تمام به آنچه که بدان رسیده بودند، عمل کردند. در حین تسخیر و چند ساعت پس از تسخیر بیانیه ها و اعلامیه های اعلام برائت از دانشجویان بسیجی شروع شد. طبیعتا از یک سری از نهادها انتظار چنین کاری میرفت و باید هم انجام میشد. یک سری دیگر -چه اعلام برائتشان درست باشد چه اشتباه- برادری و صداقتشان برای نیروهای متعهد و ارزشی ثابت شده است. اما چیزی که اعجاب آور و بعضا باعث تأسف بود، اظهار نظر و اعلام برائت برخی افراد بود که از ابتدا انتظار آن نمیرفت، حمایت کنند، اما اصل اظهار نظرشان در این مورد هم تعجب آور بود. کسانی که سال به سال راجع به حوادث کشور صحبت نمیکنند، نشسته اند ببینند بسیجیان چه کار میکنند، تا حرکتشان را محکوم کنند. فتنه گران و افراد به اصطلاح اصلاح طلبی که اقدامات تروریستی آمریکا و اسرائیل را که ارتباطی با جناح بندی سیاسی داخل کشور ندارد و جزو منافع ملی به حساب می آید، محکوم نمیکنند، ولی حفظ منافع ملی بریتانیای کبیرشان هرگز از قلم نمی افتد. یک ماه و اندی از تسخیر سفارت انگلیس در تهران میگذرد، تعداد مصاحبه ها و مقالات را راجع به تسخیر و تعداد مصاحبه هاو بیانیه هایشان را راجع به ترور شهید مصطفی احمدی روشن در روزنامه ها، مجلات و سایتهای اصلاح طلبان قیاس کنید، طبیعتا خواهید دید که قیاس مع الفارغ است. شایان ذکر است همه این نوشتار برای یادآوری است، وگرنه روشن است جناحی که آن نامه کذایی را در سال 2003 به مقامات آمریکایی ارسال میکند و در آن رسما از حزب الله و حماس - که در صف اول نبرد با اسرائیل هستند- اعلام برائت میکند و متعهد میشود که از جریانات مذکور حمایت نکند، توقع محکومیت ترور شهید احمدی روشن و سایر اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی توقعی بیجاست.&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 12:50:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/170</guid>
</item>
<item>
<title>اربعین حسینی</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/169</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;EM&gt;این چهل روز چهل سال گذشت . . .&lt;/EM&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این مداحی را از دست ندهید:&lt;FONT size=1&gt; (برای شنیدن و یا دانلود روی لینک زیر کلیک کنید.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://hoseinieh.ir/files/media/clip/f6f71047-2a12-4d90-91f6-79182f3b87f7arbaein.mp3&quot; target=_blank&gt;کرب و بلا من دختری حزینه ام ... استاذنا حاج علی قربانی ... اربعین&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;HR width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ . ن :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱. از هنگامی  که خبر شهادت شهید احمدی روشن را شنیدم و سپس عکسش را دیدم، مدام با خود فکر میکردم که چقدر قیافه اش آشناست. با خود میگفتم طبیعیست که همه حزب اللهی ها شبیه هم هستند؛ تا اینکه امروز حاجی گفت شهید احمدی روشن خیلی زیاد به هیئت می آمد و جزو جمعیتی بود که گوشه و کنار می آمده و میرفته است.به قول حاجی:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&quot;خوش به حال کسی که بی صدا میاد میگیره و میره.&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۲. شهادت با پیراهن مشکی عزای امام حسین (ع) یک طعم دیگری دارد. واقعا شیرین تر از این نمیشود، در ایام عزای امام حسین(ع)، با پیراهن عزا، چنین توفیقی نصیب انسان شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۳. بچه حزب اللهی حیف است با بیماری و تصادف و ... از این دنیا برود. باید یک کاری کنیم، که در نهایت امام حسین(ع) بخرد مارا، وگرنه  ... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 18:21:58 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/169</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگو/چرا عموم مردم در فتنه 88 نلغزیدند؟</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/166</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(128, 128, 128);&quot;&gt;&lt;em&gt;پیش نوشت:&lt;/em&gt; حجم این مصاحبه زیاد است، اما یک بار ارزش خواندن دارد. میتوان آن را به چند قسمت تقسیم کرد و هردفعه یک قسمت از آن را خواند. بهرحال از دست ندهید:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(128, 128, 128);&quot;&gt;قرار گفت‌وگوی ما یكشنبه شب، پس از اتمام مجلس هفتگی ختم صلوات حاج‌آقا جاودان بود؛ مجلسی كه قدمتی 80 ساله دارد و بنیان‌گذار آن، آیت‌الله شیخ مرتضی زاهد، پدربزرگ حاج‌آقا بوده‌اند كه در آن 14000 صلوات به پیشگاه ائمه‌ی اطهار &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیهم‌السلام&lt;/span&gt; هدیه می‌شود. این مجلس هفتگی در ایام فتنه با نظر حاج‌آقا و با نیت دفع فتنه &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(128, 128, 128);&quot;&gt;هر روز &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(128, 128, 128);&quot;&gt;برگزار می‌شد. خدمت &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;آیت‌الله محمدعلی جاودان، استاد اخلاق مدرسه‌ی علمیه‌ی مرحوم مجتهدی&lt;/span&gt; رسیدیم تا درباره‌ی عوامل بروز &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;لحظه‌نشناسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; بپرسیم. ایشان در گفتار زیر به این موضوع می‌پردازد و نمونه‌هایی از تاریخ را بررسی می‌كند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://javedan.ir/atts/images/ndata/900226074844.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;عامل اول؛ عدم شناخت خطوط اصلی دین&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اگر مردم خطوط اصلی دین خود را درست بشناسند، در لحظات حساس گمراه نمی‌شوند. تلاش پیامبر &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; و ائمه‌ی اطهار &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیهم‌السلام&lt;/span&gt; این بود كه با رفتار و گفتارشان این خطوط اصلی را به مردم یاد بدهند. آنها می‌كوشیدند كه با سخنان خود و با كارهایی كه تكرار می‌كردند، خطوط اصلی را به مردم نشان بدهند تا مردم هرگز اسیر سیاست‌بازی‌ها نشوند. ایشان در راه آموختن این خطوط اصلی هیچ كوتاهی نكردند و به أحسن وجه این كار را انجام دادند. خود ایشان نیز بسیار جدی و پیش از همه به این اصول عمل می‌كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال سؤال این است كه پس چرا با این همه تلاش پیامبر و خاندانش &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیهم‌السلام&lt;/span&gt;، باز هم عده‌ای گمراه می‌شدند؟ زیرا اگر آن مردمی را كه سطح فهمشان به اندازه‌ای نیست كه بتوانند مسائل را تشخیص دهند، كنار بگذاریم، عده‌ای هم بودند كه اصلاً نمی‌خواستند حقیقت مسائل را بفهمند وگرنه خطوط اصلی كاملاً روشن و شفاف و تبیین‌شده بوده و هست. بنابراین شناخت خطوط اصلی دین، عامل اول تصمیم‌گیری درست در لحظات حساس است.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;عامل دوم؛ گناه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;عامل دوم كه در تصمیم‌گیری افراد در برهه‌های حساس زندگی مؤثر است، گذشته و پیشینه‌ی فكری و رفتاری آنها است. خداوند متعال در قرآن كریم برخی از لغزش‌ها را به گناهان گذشته‌ی افراد نسبت می‌دهد: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ»&lt;sup&gt;1&lt;/sup&gt; یعنی اگر انسان تا جایی كه می‌تواند، در رفتارهای معمولی زندگی خود درست عمل كند و سعی كند كوتاهی یا اشتباهی نداشته باشد، خداوند متعال هم در روزهای بزرگ بحران كه ممكن است خیلی‌ها بلغزند، او را كمك می‌كند و از لغزش‌ها حفظ می‌كند و درهای بسته را به روی او می‌گشاید. این قانون الهی است كه كسانی كه گذشته‌ی بدی ندارند و در زندگی معمولی خود تقصیر و كوتاهی ندارند، مورد نصرت خداوند قرار می‌گیرند. پیام این آیه‌ی شریفه این است كه شما یك كارهای واجبی را در روزهای معمولی زندگیتان نمی‌كردید و وظیفه‌تان را درست عمل نمی‌كردید، ناگزیر امروز كه روز بحران و سختی است، می‌لغزید و آن مدد الهی به سمت شما نمی‌آید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;بنابراین وقتی مردمی خطوط اصلی دین را خوب شناخته باشند و در زندگی روزمره‌شان درست عمل كنند و كوتاهی نكنند، در مواقع حساس هم درست عمل می‌كنند. قانون الهی این است كه یاری خداوند شامل حال این‌ها بشود. اما اگر مردمی در شناخت خطوط اصلی دین دچار مشكل شدند، می‌لغزند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;عامل سوم؛ خودبینی به‌جای خدابینی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مسئله‌ی دیگری كه باعث می‌شود برخی افراد بلغزند و از مسیر صحیح منحرف شوند، مشكلات شخصیتی و شخصی این افراد است. مثلاً فردی به خودش خیلی اعتقاد دارد و فكر كند بهترین فرد برای فلان كار است؛ به گذشته‌ی خود غره شود و فكر و طرح خود را بهترین بداند. این فرد دیگر تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند طرح‌های دیگران را بپذیرد یا زیر بار حرف دیگری برود. بنابراین همه ‌چیز را با پیش‌شرط‌های خودش بررسی می‌كند. شما می‌بینید كه در فرهنگ غربی به افراد یاد می‌دهند كه اتكا و اعتماد افراد فقط به خودشان باشد. در فرهنگ اسلامی اما چنین چیزی وجود ندارد. كسی كه این باور غربی را پذیرفت، قطعاً در معرض لغزش است؛ حتی اگر مسلمان باشد و ظاهراً هم متشرع باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما كسانی كه فقط اسلامی می‌اندیشند و در گذشته هم از گناهان پرهیز می‌كردند و به اوامر الهی عمل می‌نمودند، در بحران حوادث هم نمی‌لغزند. عموم مردمی كه نه مشكل فكری دارند و نه مشكل عملی و رفتاری، یعنی اصول را خوب فهمیده‌اند و مشكلات شخصیتی هم ندارند، این‌ها خودبه‌خود از نخبگانی كه می‌لغزند جدا می‌شوند و نخبگان نجات‌یافته هم در كنار این گروه قرار می‌گیرند. بنابراین هم مردم و هم نخبگان در این گونه حوادث دو دسته می‌شوند. شما می‌توانید نمونه‌هایی از این حوادث را در تاریخ صدر اسلام، تاریخ مشروطه و تاریخ انقلاب اسلامی هم مشاهده كنید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;حكومت قبیله به جای حكومت اسلام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در صدر اسلام می‌بینید كه هم مردم و هم نخبگان در مسئله‌ی جانشینی پیامبر &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; كوتاهی بسیار بزرگی كردند. چطور شد كه حوادث به این روشنی را ندیدند و نفهمیدند؟ چطور شد كه خط اصلی را گم كردند؟ با آن كه پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; چندین بار و در مواقع مختلفی جانشین خود را مشخص كرده بودند و بسیاری از آنان در ماجرای غدیر خم هم حضور داشتند، اما پس از رحلت ایشان باز عده‌ای به انتخاب شخصی خودشان روی آوردند. نخبگان خط اصلی را نشناختند و مردم هم سكوت كردند. اصلاً پس از رحلت پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; مردم دوباره به زندگی و آیین قبیله‌ای عرب جاهلی پیش از اسلام برگشتند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا پیش از رحلت پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt;، اسلام حاكم بود، اما به محض آن‌كه چشمان مبارك ایشان بسته شد، قبیله به جای اسلام حاكم شد. به جای این‌كه شعار اسلام سر بدهند، شعار قبیله سر دادند و مسلمان بودن در عرب بودن منحصر شد. حال آن‌كه در اسلام، عرب و عجم معنی ندارد. از این پس همچنان نماز می‌خواندند، جماعت داشتند، روزه می‌گرفتند، نوافل را هم به جا می‌آوردند، اما شعارشان دیگر شعار اسلام نبود و تغییر كرده بودند. در چنین پرتگاهی، معاویه بر مسند قدرت نشست و بعد از پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; قریش به قدرت رسید و سلطنت را در دست گرفت؛ البته جز در آن چهار سالی كه امیرالمؤمنین &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیه‌السلام &lt;/span&gt;شعار اسلام را زنده كرد و حكومت را به اسلام برگرداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاریخ این گونه است. آنها كه در صدر تاریخ قرار می‌گیرند، اگر بلغزند، همه‌ی تاریخ می‌لغزد و اگر نلغزند، همه‌ی تاریخ درست عمل می‌كند. یعنی بار همه‌ی تاریخ روی دوش این‌ها است. رسول گرامی اسلام می‌فرمایند: «مَنْ سَنَّ فِی الإسلام سُنَّةً حَسَنَةً فَعُمِلَ بِها بعْدَهُ كُتِب لَه مثْلُ أَجْر مَن عَمِلَ بِهَا وَ لا يَنْقُصُ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْءٌ، و مَنْ سَنَّ فِی الإسلام سُنَّةً سَيِّئَةً فَعُمِلَ بِهَا بَعْدَهُ كُتِبَ عَلَيْهِ مِثْلُ وزر مَن عَمِلَ بِهَا و لا يَنْقُصُ مِن أَوْزَارهِمْ شَيْءٌ»&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; بار این افراد خیلی سنگین می‌شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;برای غنیمت نمی‌جنگیم!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در آن چهار سالی هم كه حضرت امیرالمؤمنین &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; عهده‌دار امر حكومت شده بودند، افكار مردم در طول 25 سال پیش از آن تغییر كرده بود و با ایشان همراه نبود. مردمی كه 25 سال در حكومت دینی زندگی كرده بودند، از تربیت پیامبر گرامی اسلام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; فاصله گرفته بودند. تا قبل از اسلام، مردان جنگی وقتی به میدان می‌رفتند و در جنگ پیروز می‌شدند، به تمام مایملك و متعلقات بازنده حمله می‌كردند و این حق را برای خود قائل بودند كه تمام دارایی‌های او را تصاحب كنند. در گذشته این طور بود كه هر وقت به جنگ می‌رفتند، غارت هم می‌كردند و این خُلق عرب بود. پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; این خُلق عرب را كنترل كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جنگ بدر، وقتی جنگ تمام شد، عده‌ای رفتند سراغ غارت، عده‌ای رفتند سراغ اسیر گرفتن، عده‌ای هم مشغول حفاظت از خیمه‌ی پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; بودند. جنگ كه تمام شد و همه به اردوگاه برگشتند، بین اصحاب بر سر تقسیم غنائم بحث بالا گرفت. عده‌ای گفتند ما غنیمت گرفتیم و غنائم برای ما است، آنها كه دشمن را تعقیب كرده بودند و اسیر گرفته بودند، گفتند مگر دست ما كوتاه بود كه غنیمت بگیریم، عده‌ای هم گفتند ما از پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; حفاظت می‌كردیم وگرنه ما هم می‌توانستیم غنیمت بگیریم. در تاریخ هست كه یكی از اصحاب گفت &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;«&lt;/span&gt;و سائت اخلاقنا&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;»&lt;/span&gt; یعنی اوقاتمان در این درگیری تلخ شد. پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; كه اوضاع را این‌گونه دیدند، دستور دادند كه همه‌ی غنائم را بگذارید و بروید؛ هركس حتی اگر سوزنی برداشته، باید برگرداند وگرنه با همان متاع در جنهم خواهد رفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه‌ی اصحاب اجناس را برگرداندند. حضرت برخورد جدی و سختی كردند و فرمودند كه ما برای غنیمت نمی‌جنگیم؛ ما برای اعتلای كلمه‌ی &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;«&lt;/span&gt;الله&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;»&lt;/span&gt; می‌جنگیم. «كلمة ‌الله هی‌ العلیا»&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; حالا اگر در میان جنگ غنیمتی نصیبتان شد، آن را تقسیم كنید، اما فكر نكنید كه برای شما است؛ همه‌ی آن برای پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; است. لذا یك‌پنجم غنائم بدر را خودشان برداشتند و مابقی را میان مردان جنگی تقسیم كردند؛ چه آنها كه در جنگ شركت كرده بودند و چه آنها كه در جنگ نبودند. بعضی‌ها می‌خواستند اعتراض كنند كه چرا كسانی كه در جنگ نبودند باید سهم ببرند، اما غنائم طبق ضوابط پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; تقسیم شد و اختیار با ایشان بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;علی برای آنها خسته‌كننده بود!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;به محض رحلت پیامبر گرامی اسلام &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt;، تربیت قبیلگی بازگشت. وقتی حضرت امیرالمؤمنین &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; به خلافت رسیدند، كوشیدند كه این رویه‌ها را به حالت قبلی یعنی به منش پیامبر &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم&lt;/span&gt; بازگرداندند. وقتی ایشان به همراه این مردم به جنگ جمل می‌رفتند، حضرت فرمودند: شما می‌توانید آن‌چه را كه در لشكرگاه دشمن است، به عنوان غنیمت بردارید. گفتند آقا به ما اجازه بدهید كه بعد از جنگ به بصره برویم و اموال و زنان و فرزندان این‌ها را هم به عنوان غنیمت برداریم. حضرت مخالفت كردند و فرمودند: این مرد كه شما او را كشتید، مسلمان بود و طبق ضوابط شرع با همسرش ازدواج كرده بود و شما نمی‌توانید به اموال و زنان و فرزندان آنها دست‌درازی كنید. مگر این‌كه كسی بخواهد طبق ضوابط اسلام با همسر او ازدواج كند كه مراحل خودش را باید طی كند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;حضرت می‌خواستند قانون اسلام را اجرا كنند، اما این‌ها به آن تمایل نداشتند. حضرت در جنگ جمل فرموده بودند كه اگر دیدید كسی فرار می‌كند، او را رها كنید و اگر دیدید كسی مجروح شده است، حق كشتن او را ندارید، بلكه باید اسیر و مداوا شود. قانون اسلام این است كه برخورد با مسلمانان در جنگ با برخورد با كفار متفاوت است، در حالی كه تا پیش از آن در جنگ‌ها با مسلمانان هم مانند كفار برخورد می‌شد. &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;همه‌ی این‌گونه برخوردهای امیرالمؤمنین &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; مردم كوفه و شركت‌كنندگان در جنگ‌ها را خسته كرد. این‌ها به جنگ می‌آمدند تا غنیمتی نصیبشان بشود. می‌گفتند زخمی می‌شویم، ولی چیزی گیرمان می‌آید، اما چیزی نصیبشان نمی‌شد. حضرت فرمودند: اگر در مسیر حق پافشاری كنید، به عدالت می‌رسید و همه‌چیز خواهید یافت؛ اما یك جنگ، دو جنگ، سه جنگ و دیگر خسته شدند. دیگر امیرالمؤمنین &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; برایشان خسته‌كننده شد. آماده بودند كه با هر در باغ سبزی كه می‌بینند، از حضرت جدا شوند. لذا این‌چنین بود كه سلطنت 700 ساله‌ی قریش با شعار قبیله محقق شد.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;پیشوایانی كه دلباخته‌ی اسلام نبودند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;یك نمونه‌ی دیگر از عدم توجه به خطوط اصلی دین را در مشروطه می‌بینیم. قبل از آن كه بحث مشروطه‌خواهی دربگیرد، پشتوانه‌های فكری آن مهیا ‌شد. مدت‌های مدیدی روشن‌فكران كار كردند، كتاب‌ها نوشتند، كتاب‌ها به ایران آمد، خوانده شد و مقبول افتاد. مثلاً كتاب &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;«&lt;/span&gt;مسالك‌المحسنین&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;»&lt;/span&gt; كه به ایران ‌آمد، هر باسوادی كه آن را خواند، محتوایش را پسندید. چرا پسندیدند؟ چون حرف جدیدی بود و با حرف‌های زیبا همه را دلباخته‌ی خود كرده بود. به این ترتیب مجموعه‌ی اهل فكر از دست رفته بود. آن وقت پیشوایان ما چه كسانی بودند؟ همین اهل فكر. چرا این‌ها كه این‌طور دلباخته‌ی یك حرف زیبا شده بودند، پیشوای ما شدند؟ پاسخ این سؤال به خاطر یك مشكل است كه در عموم مردم و در جامعه وجود دارد؛ این‌كه هر كسی بیشتر داد بزند و با حرارت بیشتری سخن بگوید و حرف‌های زیباتری بزند، سخن او را می‌پذیرند. این یك مشكل جامعه‌شناختی و روانشناختی جمعی است. هر كسی كه بهتر بتواند وعده‌ی رسیدگی به مشكلات مردم را بدهد، حرف او در جامعه مقبول می‌افتد. همین جامعه هم اگر این مسئله را تجربه كرده بود، به این اشتباه نمی‌افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی كه عده‌ای شعار می‌دهند «زنده‌باد اسلام و آزادی!» چرا این دو را جدا از هم می‌گویند؟ در نظر این‌ها آن آزادی در اسلام وجود نداشت، پس باید از بیرون وارد می‌شد. این نكته نشان می‌دهد كه چهارچوب فكری این‌ها دست‌كاری شده بود و آزادی از خارج تفكر اسلامی وارد فكر این افراد شده بود. در حالی كه پیش از آن فقط اسلام را می‌خواستند، زیرا می‌دانستند كه همه چیز در اسلام هست و اسلام عین عدل است. شعار اوایل مشروطه این بود كه ما عدالتخانه می‌خواهیم؛ عدالتخانه در چهارچوب اسلام بود، اما آن آزادی كه آنها می‌خواستند، از اسلام برنخاسته بود. كسی كه فكر و مبنای شناختش به چنین مسائلی آلوده شود، بالاخره در یك جایی می‌لغزد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سه ماه مانده به انتخابات&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;نمونه‌ی سوم ما به ایران معاصر و پس از انقلاب برمی‌گردد. ملت ایران در این دوره به یك تجربه‌ی ارزشمند دست یافتند. ماجرای ریاست‌جمهوری بنی‌صدر تجربه‌ای بسیار ارزشمند برای مردم ایران بود. بنی‌صدر كسی بود كه خیلی خوب حرف می‌زد، حرف‌های خوبی هم می‌زد، حرف‌هایی كه مشكلات مردم را حل می‌كرد. به همین خاطر جمعیت زیادی از مردم با او همراه شدند. آنها البته صورت ظاهر او را دیدند و اطراف او جمع شدند و اگر واقعیت او را می‌دانستند، با او همراه نمی‌شدند. یعنی مردم هم به آن پختگی اجتماعی لازم نرسیده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم ما امام &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; را پذیرفته بودند، اما او را تجربه نكرده بودند و ایشان را تنها از دور دیده بودند. مردم می‌دانستند كه امام تازه به ایران آمده و حرف‌های خوبی هم می‌زند و در حرف‌هایش عشق و علاقه به خدا و مردم هم هست، لذا به ایشان اعتماد كرده بودند. خب در كنار ایشان نیز كسی را دیدند كه او هم حرف‌های قشنگی می‌زد و به نظرشان رسید كه یك كمی هم شبیه امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; است و اتفاقاً در كنار امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; عكس هم داشت. لذا به او هم اعتماد كردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما تنها خواص انقلاب بودند كه امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; را تجربه كرده بودند و تجربه‌ی زندگی شبانه‌روزی با امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; را داشتند و شیفته‌ی او بودند. نمونه‌ی آنها استاد مطهری بود كه در خانه‌ی امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; رفت‌وآمد داشت و بیست سال با ایشان زندگی كرده بود و یكصد بزرگ دیگر را هم دیده بود و آنها را هم تجربه كرده بود و بین آنها و امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; مقایسه كرده بود و می‌دانست كه امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; چه منزلتی دارد. مرحوم استاد مطهری امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; را خوب می‌شناخت و خواص انقلاب این‌گونه بودند، اما مردم این تجربه و شناخت را نسبت به امام &lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; نداشتند، بنابراین ممكن بود اشتباه كنند. آن روزها بر ما خیلی سخت می‌گذشت. در سه چهار ماه پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری اول، انگار كه ما داشتیم پرپر می‌زدیم. من حتی با دوستان نزدیك خودم كه با ایشان رفت‌و‌آمد داشتم و با هم به مسجد می‌رفتیم و آنها هم به من علاقه‌مند بودند، نمی‌توانستم حرف بزنم. لذا حرف‌ها را در گلویمان ریخته بودیم و پرپر می‌زدیم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;چرا عموم مردم در فتنه‌ی 88 نلغزیدند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اما تمام این ماجرا و ریاست‌جمهوری بنی‌صدر برای مردم تجربه آورد و مردم را پخته كرد. حضور مردمی امروز در راهپیمایی‌ها صدهزار برابر حضور مردمی آن روز قیمت دارد، چون مردمی كه امروز به صحنه می‌آیند، خیلی خوب می‌فهمند كه این حضورشان چه بركات و چه اهمیتی دارد و تا آخر هم پای انقلاب ایستاده‌اند. حتی بسیاری از این افراد با یك مشكلات اجرایی هم روبه‌رو هستند، اما این نارضایتی‌ها مانع از حضور آنان در حمایت از انقلاب نمی‌شود و این به خاطر بصیرتی است كه در طول زمان برای این‌ها حاصل شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف دیگر، در طول مدت پس از پیروزی انقلاب، مردم خطوط اصلی را به‌خوبی فهم كرده‌اند. امام &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: xx-small;&quot;&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; حدود ده سال برای مردم حرف زدند و اصولی را مدام برای مردم تكرار كردند. مثلاً یك خط كلی به مردم دادند كه «اگر دیدید دشمن از یك كسی خیلی تعریف كرد، به او شك كنید و اگر یك نفر را تكذیب كرد، به او معتقد شوید.» این برای مردم یك اصل شد. اگر ما همین اصل را در اتفاقات اخیر كشورمان معیار قرار دهیم، خیلی مسائل برای ما روشن می‌شود. تجارب درازمدت مردم در گذشته‌ی انقلاب، مجموع این اصول را در اذهان مردم شكل داد. مردم به دنبال چه بودند؟ می‌خواستند كشورشان اسلامی باشد. چطور شد كه پایشان در این حوادث اخیر نلغزید؟ چون مشكل اعتقادی و فكری نداشتند، گذشته‌ی بدی هم نداشتند، اصول را هم خوب فهمیده بودند و در طول زمان با تجارب درستی بسیاری از آنها را آزموده بودند؛ مانند كسی كه یك‌ بار دستش سوخته است و جلوگیری می‌كند از این‌كه این اتفاق دوباره بیفتد. بنابراین مردم بصیرت پیدا كرده بودند و دوباره اشتباه نكردند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot; class=&quot;OthersContent&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 51, 0);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سقوط نخبگان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اما برخی نخبگان ما در شناخت اصول مشكل داشتند و برخی هم مشكلات جدی شخصیتی داشتند. به هر دو دلیل زمینه برای لغزیدن آنها فراهم شد. شرایط مانند یك سرازیری پیش رویشان قرار گرفت كه به دره می‌رسد. قدم اول را كه برداشتند، قدم دوم پیش آمد، قدم سوم را كه برداشتند، دیگر به جایی رسیدند كه راه بازگشتی برایشان نبود. لغزش نخبگان خیلی خطرناك است، لغزش آنها می‌تواند مجموعه‌ی عظیمی از مردم دچار شبهه را بلغزاند و به دنبال خود بكشاند. البته اتفاقی كه در این حوادث اخیر افتاد، این بود كه برخی افراد كه ابتدا لغزیده بودند، سقوط نكردند و برگشتند. این اتفاق چگونه افتاد؟ جایی از اصول فكری این‌ها دست خورد و به دلایلی تغییر كرد. تجربه‌ی جدیدی داشتند كه باعث شد در اصول فكری قبلی آنها تغییر رخ دهد. بنابراین ناگزیر آنها نجات پیدا كردند.&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(128, 128, 128);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: smaller;&quot;&gt;پی‌نوشت‌ها:&lt;br /&gt;1. سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی 155: همانا كسانى از شما كه روز برخورد دو گروه به جنگ پشت كردند، شيطان آنها را بر اثر پاره‌اى گناهان كه مرتكب شده بودند، منحرف ساخت ... (این آیه درباره‌ی گروهی از مسلمانان نازل شد كه در جنگ احد بر خلاف دستور فرماندهی تنگه‌ی حساس را رها كردند.)&lt;br /&gt;2. الكافی، الكلینی، ج5، ص10؛ همچنین: صحیح مسلم، ج8، ص62: اگر كسی در بين مسلمانان سنت‌ نیكویی به جا گذارد و پس از مرگ او به آن عمل كنند، اجری برابر با اجر عامل آن برایش ثبت می‌شود و از اجر هيچ‌كدام كم نخواهد شد و اگر كسی سنت بدی در بين مسلمانان به جا گذارد و پس از او بدان عمل كنند، گناهی برابر گناه عامل آن برای او ثبت می‌شود و از گناه هيچ‌يك كاسته نخواهد شد.&lt;br /&gt;مسلم از جریر بن عبداللّه نقل می‌كند كه: روزی گروهی از مردم فقیر و پشمینه‌پوش به نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آمدند. آن حضرت با مشاهده‌ی وضع رقّت‌بار آنها به مردم توصیه فرمود به كمك آنها بشتابند. مردم اما در این باره تعلّل و سستی كردند، به طوری كه چهره‌ی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم از ناراحتی تغییر كرد. در این حال یكی از انصار كه متوجه ناراحتی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم شد، همیانی از سكه را آورد. به دنبال او دیگر اصحاب یكی پس از دیگری چیزهایی تقدیم كردند تا آن كه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم مسرور شدند و این حدیث را بر زبان جاری فرمودند.&lt;br /&gt;3. سوره‌ی توبه، آیه‌ی 40: «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَ كَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَ اللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»: اگر او را (پيامبر را) يارى نكنيد، بى‌ترديد خدا (ياريش مى‌كند؛ چنان كه) او را يارى نمود هنگامى كه كافران او را (از مكه) بيرون كردند، در حالى كه يكى از دو تن بود (پيامبر و ابوبكر)؛ آن‌گاه كه هر دو در آن غار (غار ثور نزديك مكه) بودند، وقتى كه به همراه خود مى‌گفت: اندوه مخور كه حتماً خدا با ما است. پس خدا سكينه و آرامش خود را بر او (پيامبر) فرود آورد و او را با سپاهيانى كه شما آنها را نمى‌ديديد (در جنگ‌هاى اسلامى)، تقويت نمود و سخن كسانى را كه كفر ورزيدند پست كرد و كلمه‌ی خداوند است كه والا و برتر است، و خداوند مقتدر غالب و صاحب حكمت است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; class=&quot;OthersContent&quot;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=18457&quot;&gt;همین گفت و گو&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پ . ن:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;1. خدا انشالله سایه ایشان را بر سرمان مستدام بگرداند.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2. امشب خدا توفیق داد خدمت آیت الله حسینی زابلی&lt;font size=&quot;1&quot;&gt; (حفظه الله)&lt;/font&gt; بودم، یک بنده خدایی پرسید: میگویند برای باز شدن بخت دختر خانمها، باید در روز فلان تعداد ذکر یا لطیف گفت، اگر آقا پسرها بخواهند بختشان باز شود چه باید بکنند؟&quot; ایشان به شوخی فرمودند: به همان تعداد بگویید یا خشن ...&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Wed, 11 Jan 2012 02:02:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/166</guid>
</item>
<item>
<title>مجنونی به نام حاجی بخشی</title>
<link>http://mohannad-h.blogfa.com/post/164</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اکنون که همگی دوستان در فضای خاطره گویی از حاج بخشی هستند، حقیر نیز سعی کردم از قافله راویان عقب نمانده و خاطره اولین دیدارم با حاج بخشی را بنگاشم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 475px; HEIGHT: 329px&quot; height=0 hspace=0 src=&quot;http://alef.ir/images/docs/000137/137949/images/19_8811300070_L600.jpg&quot; width=0 align=bottom border=0&gt;&lt;BR&gt;(حاجی بخشی و دبیرشورای امنیت دکتر سعید جلیلی)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منزلمان شهرری بود. حدودا 12سال سن داشتم که برای اولین بار بدون خانواده به همراه یکی از دوستانم، دو نفری و از شهرری به خیابان انقلاب و محل نماز جمعه رفتیم. از در دانشگاه تهران وارد شده و به سمت زمین چمن و محل اصلی اقامه نماز روانه شدیم. تقریبا اواسط خطبه اول بود. خطیب نماز جمعه آن هفته آقای هاشمی بود و مثل اینکه هنگامی که ایشان خطیب بودند، در تفتیش افراد دقت بیشتری به عمل می آمد. ما در صف تفتیش بودیم، که دیدیم صدای داد و بیداد می آید. من هم که جولان! رفتم جلو ببینم چه خبر است. دیدم یک پیرمرد با لباس پلنگی به همراه یک اسلحه میخواهد وارد زمین چمن شود، مسئولان نماز جمعه ایرادی نگرفتند، اما مثل اینکه محافظان آقای هاشمی اجازه ورود نمیدادند. بعد دوستم که در صف مانده بود تا نوبتمان از دست نرود،پرسید: چه شده بود؟ گفتم: یک پیرمرد دیوانه است...بنده خدا را اذیت کردند، داد میزند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.ghasednews.ir/files/fa/news/1390/10/13/19426_836.jpg&quot; align=bottom border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;(بوسه زدن حاج سعید قاسمی عزیز بر پای حاجی بخشی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از نماز جمعه دیدیم نخیر! آن پیرمرد، کم الکی نیست. به هنگام خروج از دانشگاه تهران و در طول مسیر، مدام صلوات های بلند میفرستاد. شادی روح امام/شادی روح شهدا/سلامتی رهبر ... همه به او سلام میکردند. از یک جوان که به او سلام کرده بود، پرسیدم: این حاجی کیه؟ ... : بهش میگن حاجی بخشی، از قدیمی های جنگِ. مدام میگفت:&quot;ماشالله...حزب الله&quot;(شعاری که خیلی دوست داشتنی است). تا همین امروز هم نمیدانستم اسمشان ذبیح الله است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 463px; HEIGHT: 266px&quot; height=266 hspace=0 src=&quot;http://www.shafaf.ir/files/fa/news/1390/10/13/29916_804.jpg&quot; width=463 align=bottom border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=1&gt;(این خانمی که در عکس هستند، نمیدانم اسمشان چیست، اما ورژن زن حاجی بخشی هستند.)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دفعات بعد که رفتیم نماز جمعه، دیدم آن حرفی که ابتدا زدم:&quot;آن پیر مرد دیوانه است&quot;، بهترین تعبیر برای وصف اوست. در عرف امروز ِ امُ القرای اسلام، هرکس دم از شهدا و شهادت به معنای حقیقی اش بزند، دیوانه است. این راهیان نور و ... خیلی خوب است، اما بازهم به درد یک همچنین دیوانگانی نمیخورد. چرا که ... ... ....&lt;BR&gt;خیلی از جانبازان و رزمندگان را میشناسم که از وقتی کاروانهای راهیان نور، با این وضعیت و این تعداد کثیر به آنجا میروند، حاضر نشدند یک لحظه هم به آنجا بروند، و یا در ایامی که اینان هستند به آنجا بروند. نه اینکه کسانی که میروند آدم های بدی باشند، بلکه به این دلیل که عاقل اند و هنوز برای عاشق شدنشان خیلی راه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک بنده خدایی را میشناختم، به نام حسن. فرزند شهید بود. چند سال پیش که گناهان کمتری داشتم و توفیق حاصل میشد زیاد به بهشت زهرا(س) می رفتم، در هر موقع از هفته و روز که می رفتم، یک دفعه حسن را میدیدم که در بین قبور شهدا راه میرود و نوحه میخواند. یک هیئت داشتند، خودش مداح بود، صاحب خانه و یکی از دوستانش که مانند خودش دیوانه بود، سینه میزدند؛ یعنی سه نفر! و چه چیزها که از همین مجلس 3-4نفره شان نقل نکرده اند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و من و تو چه میفهمیم اینها چه میگویند، چه میکنند، دغدغه شان چیست و ...؟ اصلا همان بهتر هم که ندانیم چه خبر است، و قطعا هم نمیدانیم، چرا که اگر می دانستیم، خود نیز به این دیوانگی مبتلا میشدیم. مگر حاجی بخشی و حسن و امثالهم نظریات ماکس وبر و کارل مارکس را بلد بودند؟ مگر فرق بین سنت و مدرنیته را درک میکردند؟ نه، قطعا درک نکردند و اصلا نتوانستند بکنند. اما از هزارتا دانشجو بیشتر حقیقت را فهمیدند و بیشتر بصیرت داشتند، چرا که دیوانه اند دوست عزیز. هیچ تعلقی به این دنیا ندارند. با ظاهری بهم ریخته هستند که من و تو میگوییم، چقدر بد است که مؤمن آراسته نباشد! باید لباس های اتو زده به تن کنیم. لباسمان نباید خاکی شود. یک همچنین آدمهایی قطعا نمیتوانند انسانهای خاکی را بفهمند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جوان امروزی ای که همه همّ و غمش این است که بتواند به زور مدرک بگیرد تا یک جایی استخدام شود، تمام سختی ها را تحمل میکند تا یک خانه بخرد و ازدواج کند و زندگی اش را روز به روز بهتر کند، قطعا نمیفهمد امثال حاج بخشی که تمام زندگی و زن و بچه شان را وقف انقلاب کردند، چه کسانی بودند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به قول استاد حاج سعید قاسمی: عزیزم تو برو همون خزعبلاتت رو بخون، کاری به این کارا نداشته باش.&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;
&lt;HR width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرتبط:&lt;BR&gt;- الان شهدا و جنگ و مناطق جنگی هم یک بازی جدیدی شده برای یک قشر خاص...خواهشم از این دوستان این است که شهدا را صرفا با گریه و ... یاد نکنند، فضای جبهه ها را با نعره های حاج بخشی هم یاد کنند که هنوز هم یادش اطمینان به قلوب مادر شهدا میداد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- مجانین را دریابید. به خدا یک روزی خواهد رسید که آرزو میکنیم یک نفر از آنها زنده باشد تا بتوانیم فقط چند دقیقه با او صحبت کنیم. حاج منصور ارضی، سعید قاسمی، حسین یکتا، حسین الله کرم، حسین سازور، حاج فرج الله مرادی، اسماعیل کوثری و بقیه کسانی که خود بهتر از بنده میشناسید. این افراد را از دست ندهیم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=112793&quot; target=_blank&gt;عکس/ حاج بخشی در جبهه ها&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;- &lt;A href=&quot;http://kooyeoo.blogfa.com/post-96.aspx&quot; target=_blank&gt;کوی او&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://irdc.ir/fa/special/1212/default.aspx&quot; target=_blank&gt;یک پرونده مختصر و مفید راجع به حاجی بخشی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پ . ن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1. باید دست وحید جلیلی عزیز را بوسید که جشنواره عمار را با این عظمت و شکوه برگزار کرد. با ایجاد این جشنواره ای که یک نسل جدیدی از سینماگران وارد میدان میشوند، نمیدانم چه ثواب عظیمی برای این کارِ آقا وحید نوشته میشود. هنیئاً لَه. همینطور همکاران محترم ایشان، علی الخصوص برادر عزیز و دوست داشتنی، &lt;STRONG&gt;محمد حسین بدری&lt;/STRONG&gt; ؛ اینها واقعا انسان هایی هستند، توانا و گمنام که با گمنامی خود حال میکنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;*     *     *&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;ذات هستی دم چو بر آدم دمید ... گوش آدم صوت &lt;STRONG&gt;یـازهـرا&lt;/STRONG&gt; شنید&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jan 2012 13:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>mohannad-h</dc:creator>
<guid>http://mohannad-h.blogfa.com/post/164</guid>
</item>
</channel>
</rss>

