1. یکی از پیامکهایی که امسال در ایام تاسوعا و عاشورا در بین مؤمنین بسیار رد و بدل میشد، نقلی از سیره حضرت علامه امینی(ره) صاحب الغدیر بود که : ایشان در شب عاشورا مدام صدقه میداده و میفرمودند:"در این ایام فشار زیادی بر قلب حضرت صاحب(عج) وارد میشود."

2. یکی از مداحان زاهد و عابد تبریز به
نام ملاسلطان علی، به زیارت حضرت صاحب(عج) نائل آمد. از حضرتشان پرسید: این
قولی که از شما نقل میکنند مبنی بر اینکه:"اگر اشک چشمم تمام شود، خون
گریه میکنم"، صحیح است؟ حضرت فرمودند: بله، درست است.
- آیا برای مصیبت ارباً اربا شدن عمویتان حضرت علی اکبر(ع) است که شما خون گریه میکنید؟
- اگر عمویم علی اکبر(ع) هم بود، خود خون گریه میکرد.
- آیا برای مصیبت علقمه و عمویتان حضرت ابالفضل العباس(ع) است؟
- اگر عمویم عباس(ع) هم بود خون گریه میکرد.
- آیا برای مصیبت جدتان حضرت سید الشهدا(ع) و گودی قتلگاه است؟
- اگر جدم هم بود، خون گریه میکرد.
- پس این کدام مصیبت است که شما برایش خون گریه میکنید؟
- اسارت عمه جانم زینب(سلام الله علیها) ...
3. چه خوب است ما نیز در این ایامی که قلب حضرت تحت شدیدترین فشارهاست و اشک خون از چشمانشان برای اسارت عمه شان حضرت زینب(س) می بارد، در قنوت نمازهایمان دعای فرج و سلامتی حضرتشان را بخوانیم و مدام برای سلامتی شان صدقه کنار بگذاریم. که انشالله مشمول دعای خیر آن حضرت بشویم، چرا که فرمودند:"هرکس برای فرج ما دعا کند، ما نیز برای او دعا میکنیم."
مرتبط :
فایل صوتی/مداحی از استاد حاج علی قربانی/ گریه ی امام زمان(عج)
برای دانلود ویدئو روی لینک زیر کلیک کنید:
www.aparat.com/public/public/user_data/flv_video/27/170bd74f5de4094d67a13c5b18c9082279927.flv
پ.ن:
فایل شماره هشتم نشریه دانشجویی " امت حزب الله ":(برای دریافت روی لینک های زیر کلیک کنید.)
پس از اشغال خودجوش سفارت نحس انگلیس در تهران توسط دانشجویان، رسانه های بیگانه و معاند جمهوری اسلامی جنجالی راه انداختند مبنی بر اینکه نیروی انتظامی و مسئولین ایرانی مسئول این اقدام هستند و اگر آنها میخواستند، میتوانستند جلوگیری کنند و ... . و یا شبکه بهایی مسلک بی بی سی فارسی وقاحت را تا آنجا رساند که دانشجویان مسلمان را اراذل و اوباش نامید.
شایان ذکر است نیروی انتظامی با وجود کینه و نفرتی که از انگلستان دارد، اما بنا بر وظیفه قانونی خود تمامی تلاش و سعی خود را در راستای حمایت و حفظ سفارت خانه به کار گرفت، اما نتوانست جلوی خشم انقلابی دانشجویان را بگیرند.
سؤال دانشجویان از شورای امنیت این است : اکنون که این اقدام انقلابی را محکوم میکنید، آیا در ماجرای گروگان گیری سال ۱۳۵۹ و یا در قبال حمله به سفارت خانه مان در سوئیس و حمله به سفارت خانه مان در لندن در چند روز گذشته توسط مجاهدین خلق، مُرده بود و چرا خفه شده بود؟
دانشجویان به هیچ کس در داخل سفارت انگلیس آسیبی نرساندند، شورای امنیت اینگونه محکوم میکند، بی بی سی اراذل و اوباش میخواند، در قبال شهادت دو کارمند سفارت چرا خفه شده بودند؟ چرا هویت دو مرد آلمانی تبار که به سفارت ایران در سوئیس حمله کردند را فاش نمیکنند؟ چرا اقدام رئیس ام آی ۶ در تهدید دانشمندان هسته ای را محکوم نمیکنند؟
و هزار چرای دیگر که ما دانشجویان باید با ارسال طومار به سازمان ملل، ایجاد موج خبری و ... در کنار سیاستمداران در مقابل این گونه بی شرمی ها بایستیم. نه اینکه هرکس یک ساز متفاوتی برای خود بزند.

در فروردین ماه ۱۳۵۹ شش مرد عرب تبار با تابعیت ایرانی، سوری و عراقی از عراق به سوی بریتانیا حرکت کردند. آنها قبل از سفر به لندن تحت نظارت یک افسربعثی به نام "سامی محمد علی" که بعدها در رابطه با اقدامات تروریستی سازمان جرج حبش و به اتهام قتل نماینده الفتح در لندن تحت تعقیب قرار گرفت، در زمین تمرین تیراندازی سازمان جرج حبش در حومه بغداد تمرین کرده بودند. سامی محمد علی در لندن به آنها پیوست و همان اسلحه ها را که از طریق پست سیاسی سفارت عراق به لندن آورده شده بود در اختیار آنها گذاشت تا پس از بررسی نقشه سفارت ایران، حمله به سفارت را آغاز کنند.
در لندن به يك بنگاه مسكن كه توسط «داود عرفات» مرد اردني ۳۵ ساله اداره مي شد رفتند و يك آپارتمان را براي يك هفته اجاره كردند؛ خيابان لكزهام گاردتر، شماره ۱۰۵ قرارداد اجاره را عون امضاء كرد.

(خشم م.ت عزیز)
- برای مشاهده متن به ادامه مطلب مراجعه کنید.
- همان رمز همیشگی.
- اکثر کسانی که باید رمز را داشته باشند، دارند.
- عزیزانی هم که رمز ندارند، پیامکی امر بفرمایند تا خدمتشان ارسال کنم.
- مشی کلی نیروی انتظامی در برخورد با دانشجویان واقعا خوب بود و اگر اشتباهی صورت گرفته بر اثر اشتباهات فردی بعضی از مأمورین بوده، و الا روند اصلی ناجا عدم برخورد شدید با دانشجویان بود.
التماس دعا
برای نشریه دانشجویی محترم "سپیدار" و "قبا" و سایت خبری "تریبون مستضعفین" :

نه تنها نظام جمهوری اسلامی، بلکه هر نظام مستقر سیاسی در جهان، برای تأمین امنیت ملی خود، می بایست وضعیت خارج از مرزهای خود را رصد کرده و در مقابل آن واکنش نشان دهند. به طور عمده فضای خارج از کشور به دو بخش عادی و حساس تقسیم میشود. محیط های عادی به مکانهایی تلقی میشود که از محیط مرزی و امنیتی کشور فاصله زیادی دارند و تقریبا میتوان گفت در آنجا با فرصت های حداقلی مواجه هستیم. این حوزه بیشتر به دستگاه رسمی سیاست خارجی یعنی وزارت امور خارجه واگذار میشود. از طرف دیگر نقاطی هستند که پیوستگی مستقیم و پررنگی با امنیت ملی کشور دارند و سیر تحول در این مناطق طوری است که غفلت نظام سیاسی از آنها میتواند منافع ملی کشور را به خطر بیندازد. بر همین اساس در دنیا معمولا نقاط حساس را به نیروهای چابک تر و قوی تر واگذار میکنند که در کشور ما نیز این مسئله با یک ساز و کار اسلامی از بدو پیروزی انقلاب طراحی شده و از ابتدای تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مأموریت مذکور به این ارگان محول شد و در قانون اساسی نیز تحت عنوان دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و گسترش فرهنگ انقلاب ذکر شده است. اما در چند سال اخیر نقش نیروی قدس با توجه به ورود نظامی آمریکا به افغانستان و عراق بسیار پررنگ تر شد. شاید بتوان گفت در دهه گدشته نیروی قدس به فرماندهی سرلشکر حاج قاسم سلیمانی یکی از طلایی ترین دوران خود را سپری کرد، چرا که در این دوران نیروی قدس تقریبا تمام تلاش خود را برای بسیج کردن مردم منطقه علیه آمریکا متمرکز کرد. این تلاش ها خیلی سریع ثمر داد، به طوری که با ورود نیروهای آمریکایی به افغانستان و عراق، مردم این کشورها یک روز راحت برای نیروهای اشغالگر کشورشان نگذاشتند. بر خلاف آنچه رسانه های غربی اعلام میکنند که ایران به کشورهای منطقه علی الخصوص افغانستان و عراق سلاح صادر میکند، با قاطعیت میتوان گفت نیروهای جمهوری اسلامی و نیروی قدس تا به حال یک گلوله در افغانستان و عراق شلیک نکرده اند، چرا که احتیاجی به این کار نبوده و مجاهدان افغان و عراقی خود، قادر به ربودن خواب را از چشمان آمریکایی ها بودند. فعالیت های نیروی قدس صرفا حالت مشاوره گونه داشته و دارد و پیروزی هایی که نصیب مردم شد، بر مبنایی راهی است که نیروی قدس به آنها نشان داد. بر این اساس میزان اطمینان مردم منطقه به سرلشکر سلیمانی تا جایی افزایش پیدا میکند که نقل میکنند زمانی که میان نیروهای مبارز عراقی اختلاف شدید افتاد، به طوری که دست به سلاح بردند، سرلشکر سلیمانی وساطت کرد و به احترام وی، سلاح را کنار گذاشته و بر سر میز مذاکره نشستند. و یا در انتخابات پارلمانی سال 2005م عراق زمانی که آمریکایی ها همه توان خود را به کار گرفتند و ثروت های هنگفت خرج کردند که هم پیمانان خود را وارد مجلس کنند و حکومت را در دست گیرند، نیروهای مبارز عراقی با محوریت سید عبدالعزیز حکیم، ابراهیم الجعفری، نوری المالکی و عادل عبدالمهدی با مشورت گرفتن از فرمانده نیروی قدس بیشترین کرسی ها را در مجلس به دست آوردند و باز هم انگشت حیرت بر دهان آمریکایی ها ماند. از آن روز تا کنون آمریکایی ها نتوانستند بفهمند نیروی قدس چیست؟ سلاح و عملیات نظامی چه ارتباطی با به دست آوردن این تعداد از کرسی های پارلمان دارد و چگونه یک تشکیلات نظامی میتواند اینقدر در سیاست خوب و زیرکانه عمل کند و این پیروزی ها را به دست آورد. کمک فکری و نشان دادن راه به مبارزین افغانی و عراقی تا جایی با موفقیت روبرو شد که مردم سایر کشورها نظیر پاکستان نیز برای مبارزه با آمریکا دست یاری به سمت نیروی قدس بلند کرده و از آنان درخواست کمک کردند.
اکنون ده سال از ورود نظامی آمریکایی ها به منطقه میگذرد که این ده سال یک نتیجه داشت و آن هم عزم بیش از پیش ملت های مسلمان برای مباره با استکبار غرب و نابودی اسرائیل بود که نقش نیروی قدس در این بین برافروختن این خشم خفته مردم بود. پیش بینی چنین مسئله ای پیش از سال 2001م برای آمریکا ممکن نبود، چرا که آنان با معادلات نظامی خود ورود به خاورمیانه و فشار نظامی- امنیتی را به معنای مدیریت از نزدیک به جای مدیریت از دور میدانستند، و دلیل عمده آن عدم آشنایی کارشناسان آمریکایی با اسلام ناب محمدی (ص) و فرهنگ مردم مشرق زمین بود. شکست آمریکایی ها در جنگ با عراق و افغانستان ، شکست ذلیلانه رژیم صهیونیستی از حزب الله در جنگ 33 روزه، به بن بست رسیدن فعالیت نظامی عربستان در بحرین، سرنگونی دیکتاتورهای وفادار به غرب در منطقه، نا تمام ماندن پروژه نظامی غرب در لیبی، به شکست رسیدن برخوردهای نظامی عبدالله صالح در یمن و بر ملا شدن توطئه های رژیم صهیونیستی و بندر بن سلطان در سوریه ، غرب و علی الخصوص آمریکا را در بن بستی قرار داده که راهی جز بازگشت ندارند. اما آمریکایی ها و اروپایی ها به جای آنکه به شکست اعتراف کنند، تلاش میکنند انگشت اتهام را به سمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بگیرند و با متهم کردن نیروی قدس و سرلشکر سلیمانی شکست خود را از امت مسلمان خاورمیانه توجیه کنند. هدف دوم آمریکا از اتهام به سرلشکر سلیمانی این است که اگر بشود جنگ منطقه با آمریکا را به نزاع درون منطقه ای تبدیل کنند، به طوری که بخش هایی از منطقه با بخش های دیگری از منطقه درگیر شوند، و آمریکا کمتر بخواهد هزینه بدهد، به همین دلیل است که سیاست اسلام هراسی، ایران هراسی، شیعه هراسی و سپاه قدس هراسی را در پیش گرفته اند. بیش از 10 سال است که اتهامات مختلفی را علیه جمهوری اسلامی مطرح میکنند، اما هنوز نتوانستند یک سند دال بر ادعاهایشان و مبنی بر دخالت نظامی جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه ارائه دهند. تا جایی از ارائه سند گریزانند که با ایجاد یک موج رسانه ای سیبلی به نام سپاه قدس میسازند تا نه تنها بر شکست های خود، که بر دروغ های خود نیز سرپوش بگذارند و آدرس غلط به افکار عمومی مردم جهان بدهند. آمریکایی ها قصد دارند با کوچک کردن مشکلات و شکسته هایشان، بر آنها غلبه کنند، در صورتی که مشکل نفرت عمومی مردم منطقه از آمریکا مسئله ای کوچک نشدنی است. آمریکا حتی در کشورهایی که آنها را حیاط خلوت خود میداند – مانند عربستان سعودی ، امنیت ندارد. بعضی از نظرسنجی ها مانند نظرسنجی مؤسسه آمریکایی گالوپ بیانگر این است که در عربستان 90 درصد مردم این کشور با نفرت از آمریکا زندگی میکنند و آمریکایی ها به هیچ وجه در عربستان احساس امنیت ندارند. اینها واقعیاتی است که آمریکا سعی میکند آنها را با مسائلی غیر واقعی پیوند بزند و مشکل خود را تخفیف بدهد. از طرفی آمریکا میخواهد از شکست های یاد شده اش در منطقه و خروج تحقیر آمیزش از عراق، به سمت جلو فرار کند. اکنون که آمریکایی ها شکستی تحقیر آمیزی را متحمل شدند و بیش از هر وقت دیگری سرخورده ، ضعیف و در افکار عمومی جهان رسوا هستند، با یک بازی تبلیغاتی و تبلیغ رسانه ای و یا به عبارت دیگر ایران هراسی، سعی دارند خود را باز هم به عنوان منجی همگان و قدرت برتر و نجات بخش جهان نمایش داده و قدرت پوشالی خود را به رخ مردم دنیا بکشد. ابتدا با نوشتن گزارشی مملو از دروغ و منتشر ساختن آن توسط آقای اومانو رئیس آژانس بین المللی هسته ای، وانمود کردند که ایران در پی ساختن سلاح اتمی است. ادعایی مضحکانه مبنی بر ترور سفیر عربستان را مطرح کردند، اقدامی هیچ سودی به حال جمهوری اسلامی ندارد. سپس بر اساس دروغ های خودساخته جمهوری اسلامی ایران را خطری برای صلح منطقه میدانند و تهدید میکنند که به جمهوری اسلامی حمله کرده و آن را سرنگون نمایند.که رهبر معظم انقلاب نیز در جواب این تهدیدهایی که ناشی از 10 سال تحقیر آمریکا در منطقه است، فرمود:" هم آمريكا بداند، هم دستنشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستی در اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضی، هرگونه تجاوزی، بلكه هر گونه تهديدی، پاسخی خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشی خواهد كرد." بر اساس این فرموده ی مقام معظم رهبری نه تنها بر حمله، که حتی بر تهدید هم جوابی دندان شکن خواهیم داد. و در همین راستا سید حسن نصرالله در معرفی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، جمعه 20 آبان ماه خطاب به آمریکایی با قاطعیت اعلام کرد:" ایران قدرتمند، یکپارچه و متحد است و رهبری بینظیر در جهان دارد بر این اساس با قدرت دو چندان پاسخ خواهد داد."
پ . ن :
۱. کلیپ عزاداری ... صل الله علی الباکین علی الحسین (ع)
۲. حتی بهشت هم بی تو عذاب است . . .
۳. از غم دوست در این میکده فریـاد کشم ... داد رس نیست که در هجر رخش داد کشم
داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست ... که بــــرش شکوه بـرم ، داد ز بــیــداد کشم
عاشـقم ، عاشـق روی تـو نه چیز دگری ... بـار هـجـــران و وصـــالت بـه دل شــاد کشم (دیوان امام)
و ما همان هاییم که پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین خواهیم کوبید...