تبليغاتX
.::شيعه سياسي::.
           نفری 20 هزار تومن

    فوری


سیدنا القائد امام خامنه ای (حفظه الله) :

اگر هر ایرانی [فقط] 20هزار تومن به قحطی زدگان مسلمان سومالی کمک کند همه دوازده

میلیون نفر، مردم سومالی از مرگ نجات پیدا میکنند.

(منبع موثق)                            




خودت را لحظاتی جای این پدر بگذار که فرزندش بخاطر گرسنگی جان داد و او هیچکاری نتوانست برای فرزندش بکند. خدایا هیچ مردی را شرمنده خانواده اش نکن...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 1:30  توسط مهند حامد  | 
همان رمز همیشگی...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 15:47  توسط مهند حامد  | 

 

* مشهد بودم که یکی از بچه ها خبر داد هفته ی بعد دیدار دانشجویی با حضرت آقا است و قول یک کارت ورود به مراسم را به من داد و خیالم تخت بود. بلیط برگشت از مشهد هم طوری بود که به این مراسم میرسیدم. اما متأسفانه یک روز مانده به مراسم گفتند کارتی که قرار بود برایت بگیریم، کنسل شد. انگار یک پارچ آب سرد روی سرم ریختند. موبایل را برداشتم و بچه های بسیج و نهاد زنگ زدم، اما خب از آنجا که بچه های بسیج و نهاد با معرفت و با مرام و اهل ایثار و گذشت و فداکاری هستند، کارت گیرم نیامد. با خودم گفتم شاید قسمت است که نروم. برنامه آن روزم را تنظیم کردم، قرار شد افطار خدمت یکی از بستگان باشیم. خیلی دلم گرفت. اعصابم بهم ریخته بود . حدودا ساعت ۱۵.۳۰موبایلم زنگ خورد،  یکی از عزیزترین دوستانم بود، گفت ساعت۱۶.۱۵ بیا فلان جا و کارت ورود به مراسم را بگیر. واقعا از خوشحالی بال در آوردم. بلند بلند شعر میخواندم و به سمت محل قرار رفتم. الحمدالله هرطور بود وارد حسینیه شدم. به دلیل اینکه دیر وارد شدیم، در انتهای حسینیه نشسته بودیم، ولی الحمدالله جایمان خوب بود و  میتوانستیم چهره دلربای حضرت را زیارت کنیم. اما خب متأسفانه ، باید چهره های دیگری را هم در بین جمعیت زیارت میکردیم. افرادی که اصلا دانشجو نبودند، و یا افرادی که دانشجویی بودند که به قول خودمان پخمه بودند و در عمرشان به هیچ وجه کار دانشجویی نکرده اند، تنها هم نیامده بودند، بلکه با همسر و خواهر همسر و دوست همسر و ... آمده بودند، انگار مهمانی خانوادگی است ، چرا و چگونه؟ فقط بخاطر اینکه فلان مسئول از بستگانشان است یا در فلان دبیرستان خاص درس خوانده اند که مدیر آن ... ، و در خیابان فلسطین ۳۰-۴۰ دانشجوی بسیجیِ پاکار و کار درست، در به در دنبال یک کارت بودند تا وارد شوند. خیلی دلم سوخت . . .

*ابتدای مراسم ، دانشجویان صحبت کردند و  یک سری بدیهیات را شرح دادند. من نمیدانم با چه رویی این حرفها را - که برای منِ بچه دانشجوی بی سواد بدیهی است- در محضر مقام عظمای ولایت میزدند؟! البته در بین دانشجویان ۲-۳ نفر واقعا خیلی خوب صحبت کردند که حضرت هم در حین صحبت های خود آنها را تحسین کردند. اما آنقدر صحبتهای دانشجویان طول کشید که سر درد گرفتیم و مثل پیرمردها چُرت میزدیم. تا اینکه سرانجام صحبتهای حضرت آقا شروع شد. حضرت آقا این بار نکاتی اخلاقی نیز فرمودند که متأسفانه آنطور که باید مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت. شایان ذکر است در حین صحبت های حضرت آقا، یکبار تکبیر گفتم.

* نماز را به اقامه حضرت آقا خواندیم، اما نفهمیدیم چطور خواندیم، در سجده کف پای جلویی در صورتم بود، و همینطور پای من در صورت عقبی. بعد از اتمام نماز هجوم بردیم به سمت سفره های افطار. غذا مرغ بود که انصافا خیلی خوشمزه بود، دست آشپزش درد نکند. غذایمان در حال اتمام بود که حضرت آقا تشریف آوردند و چند سفره آنطرف تر از ما نشستند. «نکته جالب نشستن خانم دستجردی ، وزیر محترم بهداشت در بین ۵۰۰-۶۰۰ مرد بود و خیلی راحت و ریلکس افطار میکردند.» بعد از تمام شدن غذایمان به سمت سفره حضرت آقا رفتیم، ایشان تازه شروع  به غذا خوردن کرده بودند، که ما هـِی ایشان را صدا میزدیم ، آقا نگاه میکردند لبخندی میزدند و دستی تکان میدادند، دوباره تا میخواستند شروع به خوردن غذا کنند، یک نفر دیگر صدا میزد و آقا دوباره لبخند میزدند و این روند هر دو - سه دقیقه یکبار تکرار میشد. آن لحظه ای که آقا را صدا زدم ، ایشان نگاه کردند و با لبخند دست تکان دادند ... خدا انشالله دوباره قسمتم کند.


پ . ن :

۱. بچه هایی که به دیدار حضرت آقا رفته اند، مردانگی به خرج دهند و دیگر نروند و بگذارند بچه هایی که نرفته اند بروند. متأسفانه بعضی این درک را ندارند.

۲. پخش زنده مراسم مناجات هیئت عشاق الحسین (ع) ، با نوای ملکوتی استاد عزیزم حاج علی قربـانی (حاج قربـــان) در سایت http://oshagholhosein.net/ ./ سخنرانی ۲۲الی۲۳/مناجات۲۳الی۲۴

۳.               در بین روزه و عطش و اشک و شور و شین / یک ذکر مستجاب میگویم ، فقط حســیــــن

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 4:40  توسط مهند حامد  | 
           بیداری پس از جنگ

برای همشهری آیه :

اگر به خاورمیانه عربی نگاه کنیم، حزب الله لبنان جنگهای متعددی با رژیم صهیونیستی داشته و این در حالی است که بسیاری از کشورهای عربی نیز با این رژیم در جنگ بودند ، اما در تمامی آنها شکست خورده و بخش هایی از سرزمین خود را از دست دادند.

در سال 1982 رژیم صهیونیستی با حمله به لبنان در عملیاتی به عنوان صلح برای الجلیل که با همیت غربی ها بود بخش هایی از جنوب لبنان را تصرف کرد. در همین حال جریانی متفاوت در لبنان به نام حزب الله با تأثیر از انقلاب اسلامی ایران و ایدئولوژی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) تشکیل شد و از این پس نام این جریان با موفقیت هایی که به دست آورد به تدریج در افکار عمومی جای خود را پیدا کرد.

کشور لبنان چهار و نیم میلیون جمعیت دارد که از چهار گروه مسیحی، شیعی، اهل تسنن و دروزی ها تشکیل میشود و از این بین شیعیان یک سوم جمعیت کل لبنان را در بر میگیرند که حزب الله برگرفته از بخشی از شیعیان لبنان است – البته از سایر مذاهب و ملل نیز در آن عضویت دارند.

در جنگ سی و سه روزه ارتشی که خود را ارتش چهارم جهان می نامد و دارای تجهیزات نظامی بسیار زیاد بوده و نیز از حمایت کامل غربی ها برخوردار بود و در طول سالیان دراز در جنگ با اعراب ، خواب را از چشم حکامشان ربوده بود، در مقابل این جریان خوار و ذلیل میگردد.

دلیل شکست کشورهای عربی و پیروزی حزب الله در مقابل رژیم منحوس صهیونیستی ، به اختلاف در ماهیت آنان باز میگردد. کشورهای عربی در آن زمان، تنها منافع خودشان برایشان اهمیت داشت و جنگ شان در برابر رژیم صهیونیستی ، نه برای عدالت، بلکه برای امنیت و منافع خود بود و معمولا در هر یک از این کشورها یا غرب یا شرق نقش ایفا میکردند و در واقع این کشورها حافظ منافع اربابان خود بودند. اما حزب الله از ابتدا با رویکردی متفاوت و باتکیه بر گفتمان ولایت فقیه تأسیس شد. این جریان تکیه اش بر انقلابی بود که نه بر شرق تکیه داشت نه بر غرب. پیام رسالت این جریان رسالتی علیه اشغالگران خارجی است که هدفش مقاومت مقابل تجاوز و آزادی سرزمین است. در این چهار چوب فرهنگ مقاومت شکل گرفت و ایثار و فداکاری در آن معنا پیدا میکند و این همان چیزی است که کشورهای عربی در جنگ مقابل رژیم صهیونیستی فاقد آن بودند. در واقع عدالت سر لوحه کارهای حزب الله قرار داشت و برای عدالت حاضر شدند از امنیت خود نیز بگذرند.

تأسیس این حزب مقارن بود با اشغال یک سوم از خاک لبنان توسط نیروهای اشغالگر خارجی، لذا باز پس گیری خاک لبنان یکی از اولیت های اصلی شان قرار گرفت. این بار حزب الله بر خلاف جنگ های گذشته اعراب توانست با فداکاری و ایثار و از خود گذشتگی در مقابل رژیم منحوس صهیونیستی ایستادگی کند و حقانیت خود را به اثبات برساند.

در طی جنگهای مختلفی که حزب الله با رژیم صهیونیستی داشت، پیروزی هایی عاید حزب الله گردید و بخش های زیادی از خاک لبنان آزاد گردید، اما در هیچکدام از جنگ ها، مانند جنگ سی و سه روزه ، اسراییل این گونه خوار و ذلیل نگشته بود، به طوری که انگشت حیرت را بر دهان همگان افکند، علی الخصوص سران کشورهای عربی و وابستگان به آمریکا که در این جنگ، به طور نا باورانه ای پشت حزب الله را خالی کردند و پنهانی به رژیم منحوس صهیونیستی دست دادند.

 پس از جنگ سی و سه روزه دیگر بر هیچ کس در هیچ نقطه ای از خاورمیانه پوشیده نماند که تفکر و ایدئولوژی حزب الله که همان گفتمان انقلاب اسلامی است بر سایر اندیشه ، جریان ها و چپاول گری ها برتری دارد، تنها با اسلام و اسلام گرایی ضد غربی می توان عزت و استقلال یک کشور را به دست آورد و حضور عوامل آمریکا در رأس قدرت تنها عامل زبونی مردم خاورمیانه است.

از طرفی دیکتاتور های کشورهای عربی نه تنها امتحان خود را در حفظ استقلال کشورشان در مقابل بیگانه بد پس دادند، بلکه خود آنها نیز عزت مردم را مورد اهانت قرار داده و به آنها ظلم میکردند. بر این اساس سالیان دراز است که کشورهای عربی هویت نداشتند و جوانان آنها احساس بی هویتی میکردند، حکامشان افرادی وابسته و دارای خانواده ای فاسد بودند. در عین حال دیدند گروهی را که با الگو قرار دادن امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران چگونه بر دشمنی که 60 سال نتوانسته بودند آنها را شکست دهند، پیروز شدند. لذا تصمیم گرفتند بر خود و باورهای دینی خود متکی شوند. به جرأت میتوان گفت بعد از پیروزی عظیم حزب الله در جنگ سی و سه روزه کار دیکتاتور های سران عربی تمام شده بود و همگی مردم بر این باور رسیده بودند که باید علیه حکومت هایشان قیام کنند و وضعیت این کشورها از بعد از پیروزی حزب الله همانند آتش زیر خاکستر بود. از بعد جنگ سی و سه روزه مردم کشورهای عربی کم کم به هویت جدیدی دست یافتند و از حالت سر درگمی و بی الگویی خارج شدند. رهبران مقاومت اسلامی و حزب الله به عنوان رهبران محبوب جهان عرب شناخته شدند و در عین حال حاکمان سازش کشورهای عربی جزو متنفرترین شخصیت ها شدند.  کما اینکه نظرسنجی مرکز سابان وابسته به مؤسسه بروکلین واشنگتن که در شش کشور صورت گرفت نشان داد که سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله محبوب ترین رهبر جهان عرب است.  نظر سنجی مذکور نشان میدهد 98 درصد از شیعیان لبنانی نیز اعتقاد دارند اسرائیل از آنچه سعی میکند نشان دهد بسیار ضعیف تر است و به پایان خود نزدیک تر میشود. و این تفکر در جهان عرب ناشی از پیروزی حزب الله است. این جنگ نشان داد که یک جریان بر اساس ایمان و باور درونی چطور میتواند بر یک ارتش دولتی که جایگاه چهارم را در جهان دارد ، غلبه پیدا کند. تا قبل از آن باور این که رژیم منحوس صهیونیستی شکست پذیر است . نه تنها در جنگ نظامی شکست پذیر است، بلکه از درون هم قابل متلاشی شدن است. در واقع نه تنها ارتش رژیم منحوس صهیونیستی را شکست داد، بلکه باعث شکست حزب کارگر در فضای سیاسی داخل این رژیم غاصب شد. سران این رژیم ادعای مضحکی مبنی بر پیروزی در جنگ سی و سه روزه دارند، که اگر این گونه بود چرا در حین چند چندین مسئول ارشد رژیم صهیونیستی استعفا دادند و مهمتر از اینها گزارش کمیته وینوگراد رژیم صهیونیستی بود که با گزارشهای ناشیانه یکدیگر را به مقصر بودن در این شکست متهم میکردند. البته سید حسن نصر الله این گزارش را نمادین توصیف کرد و اعلام کرد : « جنگ 33روزه اخیر نه در تل آویو بلکه در واشنگتن گرفته شد و این جنگ با همدستی آمریکا، اسرائیل با برخی کشورهای عربی و طرفهای لبنانی صورت گرفت» که این سخن میزان منفوریت سران کشورهای عربی به خصوص عربستان سعودی و مصر و همچنین آمریکا را در بین مردم خاورمیانه افزایش داد. رژیم صهیونیستی پس از آنکه در جنگ نظامی تحقیر شدند ، از جنگ نظامی به اقدامات امنیتی تغییر راهبرد داد که البته در این نوع از عملیات هم ناکام ماند و حتی در طول جنگ نتوانستند یکی از شخصیتهای اصلی حزب الله را مورد هدف قرار دهند.

مجموع این عوامل باعث شد تا مردم دیگر کشورهای عربی نیز به خود بیایند و با الهام از مقاومت اسلامی در منطقه عزت از دست رفته خود را باز پس گیرند. کما اینکه سید حسن نصر الله در تاریه 12/02/1386 گفت : «پیروزی مقاومت در تجاوز ژوئن گذشته بر اسرائیل تنها پیروزی سلاح نبود، بلکه پیروزی فرهنگ، تفکر، عزم و اراده مقاومت نه در سطح لبنان و جهان عربی و اسلامی بلکه در سطح کل جهان بود.» و در ادامه این خیزش ها امروز میبینیم که جوانان تونسی به دنبال تشکیل حزب الله تونس هستند تا بتوانند همانند حزب الله لبنان برای عدالت بجنگند و حتی از امنیت و منافع خود بگذرند. شایان ذکر است مجموع پیروزی های حزب الله نیز با تکیه بر اصل ولایت فقیه بوده و در پای بندی به ولایت فقیه پیروزی هایی اینگونه و بیش از این در پی خواهد داشت. انشالله.

 


پ . ن :

1. نوشتن این مطلب ، به معنای همشهری چی بودن حقیر نیست. رسانه حزب الله و بچه حزب اللهی ها  همانا کیهان و  رجا نیوز بوده و هست.

2. تو مسنجر ازم میپرسه، به نظرت گزینه مناسب برای ریاست جمهوری دوره بعد کیه؟ گفتم : جلیلی. با تعجب پرسید: سعید؟؟؟ گفتم : پَـــ نَـــ پَـــ ،وحید، منم میشم معاون اولش.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 11:33  توسط مهند حامد  | 
از زمان حضرت یوسف (ع) تا حکومت حضرت امیرالمؤمنین (ع) تا زمان مصدق و ... و حضرت امام (ره) و حضرت آقا (حفظه الله) بودند و هستند افرادی که فقط از کاری که توسط حکام انجام میشود ایراد میگیرند، اصلا توجه نمیکنند کاری که انجام شده خوب است یا بد، فقط مهم این است که حکومت آن را انجام داده و اینها باید از آن انتقاد کنند و یا بهتر است بگوییم تخریب کنند. (مثال در عصر معاصر: آلف.ت) اگر به فرد اعتراض کننده گفته شود برای چند ساعت مسئولیت مورد نظر را قبول کن، به چند ساعت نرسیده، ارگان مورد نظر متلاشی میشود، زیرا این افراد برای چند ساعت  هم توانایی اداره آنرا ندارند. فقط و فقط نق میزنند. گرچه حساب این افراد از مردم ولایت مدار که از روی دلسوزی انتقادهای سازنده میکنند ، جداست.

*      *      *

*      *      *

زمانیکه نیروی انتظامی و دیگر دستگاههای امنیتی و قوه قضائیه ، سنگرهایی را فتح میکنند و موفقیتهایی را به دست می آورند هیچکس از آنها تقدیر و تشکر نمیکند، نه تنها از آنان تقدیر و تشکر به عمل نمی آید، بلکه فرزاد حسنی ها مسئولین نیروی انتظامی را به رسانه ها کشانده و به آنها بی احترامی و تندی میکنند ، که ای نیروی انتظامی شما آسایش ما را سلب کرده اید. عده ی دیگر  ادامه میدهند ، مأموران نیروی انتظامی و ... ایست بازرسی میگذارند و ماشین های ما را تفتیش میکنند. ترافیک ایجاد میکنند و حقوق بشر  و حقوق شهروندی و حقوق مدنی افراد را نقض میکنند. اما خدا نکند یک حادثه ناگواری در شهر رخ دهد، همین افرادی که تا دیروز میگفتند نیروی انتظامی آسایش ما را سلب کرده ، امروز میگویند نیروی انتظامی مسئول این نا امنی هاست و عرضه برقراری امنیت در جامعه را ندارد. بهرحال احمدی مقدم و سایر نهادها یا متخصص امور امنیتی هستند یا نیستند. وقتی این متخصصان امور امنیتی صلاح میبینند که ایست و بازرسی بگذارند، امثال فرزاد حسنی بی جا میکنند که اینطور  نهادهای امنیتی را تخریب میکنند. در واقع مسئول نا امنی شهر این افراد هستند که فقط بلدند به کارهایی که صورت میگیرد ایراد بگیرند. بحث امنیت جامعه، مانند گشت ارشاد نیست که یک نفر بگوید آری ، دیگری انتقاد کند بگوید خیر، بد است ؛ اگر خواهان امنیت هستیم باید در چند دقیقه بیشتر معطل شویم تا در صف تفتیش بایستیم. اگر پلیس یا بسیج ایست بازرسی نگذارند، چگونه میتوانند وسایل غیر قانونی را کشف و ضبط کنند؟ علم غیب که ندارند فهمند چه کسی سارق و خلافکار است، چه کسی شهروند عادیست. حتی ممکن است در این بین چند اشتباه هم صورت گیرد، اما در کل، به امنیت جامعه کمک میکند و موثر است.

میگوییم تخم بگذار، میگوید شتر هستم، میگوییم بار ببر، میگوید مرغ هستم. خواهشا در مورد مسائل تخصصی ای که تخصص ندارید ، انتقاد یا نظر ندهید، زیرا برخی مسائل شوخی بردار نیستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 1:55  توسط مهند حامد  | 
 

و ما همان هاییم که پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین خواهیم کوبید...