تبليغاتX
.::شيعه سياسي::.
           یک خاطره!
رمز همان رمز قبلیست.

این مطلب تحلیل سیاسی نیست، صرفا یک خاطره شخصی است.

برادرانی که رمز ندارند، با حقیر تماس حاصل کنند.

کسانی را که حقیر آنها را میشناسم، ایمیلشان در کامنت بگذارند تا رمز برایشان ایمیل شود.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 19:28  توسط مهند حامد  | 
           رنجنامه!

از اینکه چنین مطلبی را در وبلاگم مینویسم بسیار ناراحتم، اما خب چه کنم وظیفه مان این است که هرجا میتوانیم باید فریاد بزنیم، نتیجه بدهد یا ندهد با خداست، مهم این است که به تکلیفمان عمل کرده باشیم.

وظیفه ما در زمان غیبت حضرت حجت (عج) آماده سازی و زمینه سازی ظهور ایشان است. ما باید به وظایف خود عمل کنیم، کار کنیم، تا شرایط مهیّا شود. همه علما و اولیای الهی از ابتدای غیبت حضرت، با این نیت کارهایشان را انجام میدادند. ما نیز باید این گونه عمل کنیم. پوستر میزنیم، برنامه میگیریم، نیرو جذب میکنیم، ایست و بازرسی برگزار میکنیم، بحث میکنیم، ... ، همه و همه و همه کارهایمان باید به نیت آمادگی شرایط ظهور حضرت حجت (عج) باشد. خدمت به ولایت فقیه نیز یکی از مهمترین و اصلی ترین کارها برای ایجاد زمینه سازی ظهور است. ولایت فقیه هدف ما نیست، بلکه ولایت فقیه هم هدف دارد و هدف آن متصل شدن به قیام مهدی فاطمه (ع) است.

اما متأسفانه بعضی افراد این پارادایم را اشتباها فهمیده اند و یا حتی بعضی اصلا نفهمیده اند. امروز، در مملکت اسلامی، هستند تعدادی از افراد که در کاریزمای شخص حضرت آقا (حفظه الله) گیر کرده اند. اگر از آنها بپرسی ولایت فقیه چیست، ولایت فقیه را برایم اثبات کن، واقعا نمیتوانند. اینکه این عملهایشان مورد قبول حضرت حق واقع میشود یا خیر، با خداست، الله اعلم، اما اینگونه افراد در لبه پرتگاه قرار دارند و خدای نکرده با کمترین لغزش، چپ میکنند. مگر کسانی که اطراف امام(ره) را گرفته بودند و بعدها چپ کردند همگی بد بودند؟ مگر همه شان از ابتدا جاسوس بودند؟ خیر. آنها هم گیرِ کاریزمای حضرت امام(ره) بودند و چون معنا و مفهوم ولایت فقیه را درک نکرده بودند، در زمان ولایت حضرت آقا (حفظه الله) چپ کردند. آنها همان مشکل را داشتند که امروز برخی از افراد دارند.

تعداد دیگری از افراد نیز وجود دارند، که اصلا اسلام و فقه و مرجعیت و روحانیت و ... برایشان مفهومی ندارد. از کودکی در خانواده ای مذهبی رشد کرده اند، اگر در خانواده ای یهودی نیز رشد میکردند، یهودی میشدند. اکنون هم که الحمدالله ، مملکت، مملکت اسلام است. کسی که مؤمن و حزب اللهی است ، بین مردم محترم است، از لحاظ کاری، راحت تر کار به دست می آورد، و در جامعه جایگاه برتری نسبت به یک فرد ساده و عوام برخور دار است. لذا اینجا معلوم نیست چه کسی پای کار اسلام و انقلاب است، چه کسی نیست. امروز همگی دم از اسلام و انقلاب میزنند. زیرا حکومت اسلامی برپاست. اما بعدها...

من بارها به دوستان عرض کرده ام : "تعداد قابل توجهی از افرادی که امروزه ادعای حزب اللهی گری هایشان گوش فلک را کر کرده، اگر در زمان رژیم طاغوت پهلوی بودند، قطعا جذب ساواک میشدند. زیرا آنها جذب اسلام و انقلاب نشده اند. جذب قدرت شده اند."

افراد قدرت طلب، به نام اسلام، به نام انقلاب، به نام ولایت فقیه و دفاع از ولایت مرتکب جنایاتی میشوند که از نظر شرعی به هیچ وجه هیچ توجیهی ندارد. بوی تعفن نفسانیت و قدرت طلبی از کلامشان ، حال آدم را بهم میزند. طوری با افراد برخورد میکنند که اگر یک صهیونیست هم در مسند قدرت قرار بگیرد، همانطور برخورد میکند. ما حساب این تعداد قلیل از افراد را از حساب امت عظیم حزب الله جدا میکنیم و در مرحله اول خودمان با آن برخورد میکنیم. وظیفه ما این است که جلوی این افراد را بگیریم و نگذاریم مردم عوام را به ولایت و امت حزب الله بدبین کنند. معتقد به جذب حد اکثری هستم، اما وجود چنین افراد قدرت طلبی ضررش دهها برابر نفعش است. یعنی با جذب یک نفر، هزاران نفر از ولایت و اسلام زده میشوند و دفع میشوند.

دوست عزیز، اگر بدون علم ، بدون مبنا، بدون اعتقاد قلبی و عقلی بخواهیم از ولایت و امامت دفاع کنیم، معلوم نیست چقدر از ما قبول شود. معلوم نیست چقدر گُل به خودی بزنیم و هیچ تضمینی وجود ندارد که چپ نکنیم. امروز اگر میبینیم کسانی با ظاهر خیلی خوب و مؤمن و حزب اللهی ، ناگهان سر از جریان انحرافی در می آورند، بخاطر همین بی مبنا بودن است.


پ . ن:

1. نوشتن این متن به معنای درست بودن خودم نیست، خود حقیر از همه عقب تر بوده و باید روی خود کار کنم.

2. روز 30 خرداد روزنامه جوان ویژه نامه ای تخصصی پیرامون بنی صدر و حوادث دهه 60 چاپ میکند، این ویژه نامه را از دست ندهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 10:36  توسط مهند حامد  | 
           خوابِ امام !

سال ۷۶ به خاتمی رأی داده بود. به گفته ی خودش ، با اینکه به جبهه رفته بود، اما اندیشه امام را آنطور که باید نمیشناخت. پس از انتخابات ۷۶ شروع به صحیفه خوانی کرد. شب و روز در صحیفه غرق شده بود، طوری که حتی صحبت کردن عادی اش هم مثل امام شد. بعد از گذشت مدتی، دید اینطوری که نمیشود، کاری که میکند فقط روی خودش تأثیر میگذارد و ثمری برای جامعه و افراد دور و ور خود ندارد. عضو هیئت علمی دانشگاه بود. دانشگاه تربیت مدرس. شروع به در آوردن جملات و صحبتهای کلیدی امام کرد. آن ها را روی کاغذ آ۴ تایپ میکرد و روی در و دیوار دانشکده می چسباند. مدت زیادی کارش همین شده بود. تا اینکه یک روز ، رئیس وقت دانشگاه تربیت مدرس، وی را کنار کشید و با لحنی دلسوزانه و نصیحت آمیز گفت:"تو استاد دانشگاهی، این کارها در شأن تو نیست"
بعد از آن صحبت خیلی دل سرد شد. در خود فرو رفت. آن شب مثل شبهای گذشته به اتاق رفت و روی میز مطالعه مشغول خواندن بیانات امام شد. در حین خواندن خوابش برد. امام را دید که از گوشه ای از اتاق، به گوشه دیگری میرفت. فقط یک لحظه سرش را به سمت او چرخاند، لبخندی زد و رفت.
پس از آن خواب، نه تنها این کار را برای خود مایه شرم نمیدانست، بلکه بدین کار خود مباهات میکرد. از فردای آن روز صحبتهای امام را در آ۴ نه، در برگه های آ۳ با تیراژ بالاتر چاپ و پخش میکرد.

فرد مذکور : دکتر مهدی کوچک زاده

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 1:26  توسط مهند حامد  | 
سیاست های آمریکا در جهت تثبیت اسرائیل در منطقه و تأکید بر لزوم داشتن مأمن و مأوایی مناسب برای یهودیان ، علاوه بر اینکه به ایجاد یک منبع قدرت همسو با خود در منطقه خاورمیانه می انجامید، نوعی پاسخگویی به باورها و فرهنگ یهودی رسوخ کرده در میان آنان بود.

لوییس د.براندیس ، رهبر حرکت صهیونیستی در دهه 1920 گفته بود : هیچ آمریکایی نباید فکر کند میان صهیونیسم و وطن دوستی آمریکا مغایرتی وجود دارد. بین تعلق به آمریکا و تعلق به یهودیت هیچ تفاوتی نیست . پیش از آنکه آمریکایی خوبی باشیم می بایست صهیونیست خوبی باشیم. الی برناوی ، نویسنده یهودی در این باره میگوید : در آمریکا آنتی سمیتیزم (ضد یهود گری) معنا ندارد ؛ به جای یهودیان ، نفرت از کاتولیکها را میتوان دید. حتی در موضع گیری های شخصی افراد "یهود دوستی" به خوبی قابل مشاهده است. خصائص یهودیان مثل تلاش ، حرص ، فعالیتهای اجتماعی ، مکر و حیله ی اجتماعی از جمله موارد اصلی بودند که از ابتدا مقبول طبع آمریکایی ها واقع شدند. این نحوه تعلق خاطر آمریکا به یهودیت ، این رسالت را در بین دولت مردان آمریکایی به وجود آورد که می بایست بزرگترین حامی و زمینه ساز همیشگی بازگشت یهودیان به سرزمین های موعود و دولتی که در آنجا برپا میشود باشند. در واقع یکی از عوامل زمینه ساز تسلط جدی صهیونیست بر آمریکا ، حاصل تلاش های بی شائبه مسیحی – صهیونیست هایی است که منابع دینی یهود را "خودی" و سیطره و حاکمیت جهانی یهود را پذیرفته اند و تبدیل به مسیحیانی صهیونیست تر از اسرائیلی ها شده اند. چنانچه بیل کلینتون در یک سخنرانی در کنست ضمن اظهار باور قلبی خود درباره اسرائیل نقل کرده بود که قبل از ریاست جمهوری یک راهب به وی گفته بود : اگر تو اسرائیل را تنها بگذاری ، خداوند هرگز تو را نخواهد بخشید!

یهود زدگی آمریکاییان برای شخصیتهای برجسته ی یهودی نیز دارای اهمیت بود ؛ چراکه در چنین صورتی اولا آمریکا از دل و جان از صهیونیزم حمایت کرده و به یک هم پیمان همیشگی تبدیل میشد و دوما جهان بینی آمریکا همان جهان بینی یهود میشد و دین یهود ، فرهنگ آمریکاییان و همچنین سیاست خارجی آمریکا را تحت سیطره خود میگرفت. در سخنرانی ای از سرخاخام عبادتگاه(سینه گوگ) در اکتبر 1994 گفته میشود : این برای اولین بار است که در تاریخ احساس زندگی در دیاسپورا (یهودیان معتقدند تا وقتی در جهان منتشر هستند  در سرزمین موعود مستقر شده اند در دیاسپورا به سر میبرند) را نداریم چرا که نه تنها آمریکا به وسیله یک حکومت (غیر یهودی) اداره نمیشود ؛ بلکه برعکس در جای جای تصمیم گیری های مهم  حکومت ، یهودیان نقش بزرگی دارند.

در آمریکا 40 % از 400 خانوار ثروتمند یهودی هستند ؛ در حالیکه یهودیان تنها 2/5 % از جمعیت کل آمریکا را تشکیل میدهند. رقم مهم دیگر اینکه 5% از رأی دهندگان انتخابهای آمریکا یهودی هستند. و این امر بیانگر آن است که یهودیان بیش از سایر آمریکایی ها به سیاست اهمیت میدهند. ثروت فراوان و حضور در صحنه سیاست ، قدرت سیاسی را ایجاده کرده که شنیدن مداوم واژه "لابی یهودی" یکی از نشانه های این قدرت سیاسی قابل توجه است. کارل رووان مقاله نویس آمریکایی در این باره مینویسد: بسیاری از یهودیان آمریکا پول و ثروت زیادی دارند که از گذشته بسیار دور با کمکها و حمایت های استراتژیک خود به سیاستمداران ، در عمل به این مهم دست یافتند که چگونه میتوان به قدرتی به مراتب بیشتر از جمعیت خود دست یابند. هرچند در ظاهر دولت آمریکا دولتی غیر یهودی به نظر میرسد اما با بررسی بیشتر پیرامون مواضع و تصمیمات آمریکا درباره اسرائیل و همچنین گستره نفوذ صهیونیسم در آمریکا  ، در می یابیم که نه تنها واقعیت امر این نیست بلکه هرچه دقیق تر میشویم شدت اتکای سردمداران آمریکا به فرهنگ و لابی و دولت یهود بیشتر نمایان میشود. مدعیان حاکمیت بر جهان در واقع همان نخبگان یهودی هستند که مسیحیان صهیونیست را برای تحقق اهداف خود به بازی گرفته اند.
تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا - نصیر صاحب خلق


همین مطلب . . . کیهان


پ.ن :

الحمدالله یکبار دیگر ایمیلم (Mohannad.shia@yahoo.com ) هک شد. ایمیل جدید بنده Mohannad.muslim@yahoo.com و Mohannad.muslim@gmail.com است. تنها از یک جهت ناراحت شدم و آن این بود که آیدی تعداد زیادی از دوستان حزب اللهی را از دست دادم. دوستانی که در مسنجر با ما بودند آیدیMohannad.muslim@yahoo.com  را ادد کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 12:41  توسط مهند حامد  | 
 

و ما همان هاییم که پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین خواهیم کوبید...