تبليغاتX
.::شيعه سياسي::.

چند روز قبل جوانی را دیدم که با ذوق و شوق و هیجان در جستجوی اخباری پیرامون ملک عبدالله -پادشاه عربستان است. بسیار تعجب کردم ! چون من خود که دغدغه جهان اسلام را دارم دنبال اخبار ملک عبدالله نمیروم. از وی دلیلش را جویا شدم. گفت: شنیدم مریض احوال است ، اگر بمیرد امام زمان (عج) ظهور میکنند.[!] در حد عقلش به او پاسخ دادم و گفتم: به جای این کارها ببین حضرت صاحب(عج) چه دغدغه ای دارند، تو هم همان دغدغه را داشته باش ؛ بعد هم رفتم.
اما این مسئله ذهنم را به خود مشغول ساخت ، تا اینکه چندوقت پیش با دوستی آشنا شدم که در بحث ظهور و جهان اسلام بسیار تبحر دارد. من باب درد و دل با وی مسئله ای که برایم اتفاق افتاده بود را شرح دادم ؛ پاسخ های دل نشینی داد که مطرح کردن آن خالی از لطف نیست. او گفت: مگه دنیا برای ظهور یوسف زهرا اینقدر تنگ بود که اقا منتظر مرگ یک شاه ظالم هست تا بیاد ؟ اقا اگر تا حالا ظهور نکردن علتش حیات شاه سعودی نیست علتش در عدم امادگی ماست .

واقعا از حماقت بعضی سایت ها متعجبم! دائم درطبل میکوبند که اگر ملک عبد الله بمیرد، از علائم حتمی ظهور است ، خب اگر ملک عبدالله [انشالله] به درک واصل شد، و [زبانم لال] تا ۱۰۰سال دیگر حضرت صاحب (عج) ظهور نکردند، آن وقت چه کسی جواب این جوانی را که از دین ناامید خواهد شد، میدهد؟
واقعا چقدر باید یک سری افراد بی سواد و احمق، احمق باشند که دائم در حال مصداق سازی باشند و طوری از مصداقهای مورد نظر صحبت میکنند، که گویی - نعوذبالله - از اولیاء الله هستند. ذره ای احتمال اشتباه به خود راه نمیدهند. دائم سعی دارند بگویند پادشاه عربستان بمیرد، امام زمان (عج) ظهور میکند ؛ شعیب بن صالح هم که چند وقتی است رونمایی شده!، پس مشکلی برای ظهور نیست، فقط باید صبر کنیم ، چون وظیفه مان را به عنوان یک منتظر انجام دادیم!

در صورتی که این افراد الفبای انتظار و منتظر واقعی بودن را نمیدانند چیست! فردی که در دوران غیبت مطالبه گر عدالت نباشد چگونه میتواند در دوران ظهور ، امام زمان (عج) را یاری کند؟! کسی که در دوران ظهور تنها دغدغه اش علائم و مصداق سازی در مورد ظهور باشد و به تزکیه و تربیت خویش اهمیتی نگمارده باشد، چگونه میتواند یاری گر حجت بن الحسن العسگری (عج) باشد؟
آری اینگونه افراد یا عامل دشمن هستند، یا ابلهانه در حال خدمت به دشمنان دین هستند. منتظر واقعی در وهله اول خود را اصلاح و تربیت کرده و سپس دغدغه های جامعه خویش را دنبال میکند. با ظلم میجنگند. در تمامی شرایط مطالبه گر عدالت هستند. از نشانه های موجود در روایات و احادیث به عنوان فانوسی برای روشن کردن راهشان استفاده میکنند، نه اینکه گرد فانوس حلقه بزنند و ویژگی های فانوس را بررسی کنند و از اصل حرکت باز بمانند . . .



پ.ن : اگر معذوریتی نداشتم از یکی از این سایتهای ضاله اسم میبردم، که عدد یاران امام زمان (عج) را هم در دامین خود دارند، و وزارت ارشاد اخیرا فیلترشان کرده بود، نمیدانم الان چرا فعالیت میکنند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 2:0  توسط مهند حامد  | 
دو روایت داستان مانند ، استاد ما آیت الله جاودان (حفظه الله) در کلاس تاریخ اسلام نقل کردند، که برای خودم بسیار جالب بود:

۱- یک روز یک یهودی به بازار مسلمین رفت. دید اُوس و خزرج همه با هم نشسته گپ میزنند و خندانند. این یهودی با خود گفت اگر اینها همینطور با هم خوش و خرم باشند زندگی برای ما یهودیان سخت خواهد شد. به یک جوان ۱۷-۱۸ساله پول داد و به او رجزی که یکی از آن دو قبیله در قدیم و در جنگهایی که با هم داشتند ، میخواندند، را آموخت و به وی گفت برود در گوشه ای در کنار آنها نشسته و این رجز را آرام زیر لب بخواند. [هر قبیله برای خود در جنگها  رجزی دارد - اگر جوانی به یک جمعی وارد شود زیاد به چشم نمی آید، ولی اگر یک مرد مسن وارد جمع شود توجه دیگران به وی جلب میشود، لذا شخص یهودی آن جوان را مأمور کرد]. همینطور که جوان زیر لب رجز را زمزمه میکرد، ناگهان یکی از پیرمردها  یاد قدیم افتاد و جوان را همراهی کرد و شروع به رجز خواندن کرد. قبیله مقابل هم گفتند ما نیز رجز داریم و شروع به خواندن رجز خود کردند. همینطور که کل کلشان شدت گرفت، گفتند اصلا ما حاضریم دوباره جنگ کنیم. طرف مقابل گفت ما نیز حاضریم جنگ کنیم و برای فردای آن روز قرار جنگ گذاشتند . فردای آن روز همه زره به تن و شمشیر به دست آماده جنگ بودند. پیغمبر (ص) نیز از این واقعه مطلع شده بود و صبح زود سریع خود را به محل قرار رساند. پیغمبر (ص) جلو رفتند و در چهره ی نفر اولی که ایستاده بود نگاه کردند، از شرمندگی سرش را به پایین افکند، دومی و سومی و ... هم به همین منوال ، تا اینکه دوباره بزرگانشان با هم روبوسی کردند و آشتی کردند.

خودم:

بنده خدا پیغمبر(ص) چی میکشیدند؟!!!

 

۲- در جنگ صفین یک نفر خطاب به أمیرالمؤمنین (ع) فریاد زد: نمیشود که با همه جنگ کنیم،  با آنها(اسمشان را فراموش کرده ام) جنگ کردیم ، با این ها هم باید وارد جنگ شویم؟

در واقع قصد ایجاد یک فتنه در بین لشکریان را داشت.

تا این حرف را زد، مالک اشتر از جا برخاست. کی بود این حرفو زد؟ (با فریاد بخوانید!) به چه جرأتی این حرفو زد؟؟  فردی که این حرف را زده بود از شدت ترس فرار و کرد و زیر دست و پا گم شد.

خودم:

ما چقدر تا حالا مالک اشتر بوده ایم؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 14:47  توسط مهند حامد  | 

طی سالهای گذشته آمریکا و هم پیمانانش همواره سعی داشته اند میان مسلمانان اختلاف افکنی کنند که از نمونه های آن میتوان به انفجار حرم ائمه معصومین (ع) و کشتار شیعیان در کشورهای همسایه اشاره کرد که در پس آن قصد داشتند آن را به نام اهل سنت تمام کرده و یک جنگ مذهبی راه بیندازند اما با هوشیاری و درایت رهبری و مرجعیت شیعه اهداف پلید آنان ناکام مانده است.

در همین راستا چندی قبل فحاشی به عایشه را توسط فردی به ظاهر شیعه به نام سید مجتبی شیرازی (لعنت الله علیه) که لباس روحانیت هم به تن دارد و ساکن انگلیس است، مرسوم کردند. در مقابل این اقدامشان، رهبر مسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) فتوایی را مبنی بر حرام بودن توهین به مقدسات دیگر مذاهب - که مورد استقبال گسترده علمای اهل سنت نیز واقع گردید - صادر کردند و باز هم توطئه هایشان خنثی شد.

اما شیطان بزرگ و پیروانش برای اضمحلال جامعه اسلامی تنها به این نوع از توطئه اکتفا نکردند و نیتشان این است که نه تنها جامعه اسلامی را از درون دچار جنگ و اختلاف کنند ، بلکه جامعه اسلامی را با دیگر ادیان - علی الخصوص مسیحیت وارد جنگی احمقانه و بی هدف کنند و انتظارشان این بوده که مسلمانان با تن دادن به این گونه اختلافات پازل آمریکا را برای نابودی اسلام تکمیل کنند.

از نمونه اقدامات اخیر آمریکا برای اختلاف بین مسلمانان و مسیحیان به آتش کشیدن قرآن کریم توسط یک صهیونیست در لباس کشیش کلیسا بود که البته طراحی آن به تعبیر مقام معظم رهبری توسط سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی بود که از بیشترین نفوذ بردولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپایی برخوردارند.

دیگر مزدوران آمریکا در عراق، ناگاه به گروگانگیری مردم عوام - که در آمریکا رسم است و در عراق اینگونه گروگانگیری ها سابقه نداشت - پرداختند، در صورتی که هدف آنها تنها اختلال در امنیت عراق نبود، بلکه هدف اصلی شان گروگانگیری و کشتار مسیحیان در کلیسا بود تا شرایط را برای ایجاد فضایی تعصبی و دور از عقل و خرد بیش از پیش فراهم آورند.

لذا مسلمانان - اعم از شیعه و سنی - و مسیحیان و هر انسان آزاده روی زمین نباید با ایجاد خشونت و پرداختن به مسائل جزئی و فرعی ، از مسئله اصلی که همان مقابله و ایستادگی در برابر آمریکا و کشورهای سلطه است غافل شوند؛ زیرا اگر شیعه و سنی و مسیحی به اختلافات ابداعی موجود در بین خود بپردازند و اتحادشان در مقابل دشمن واحد را از دست دهند ، هیچ کدام از این آیین و مذاهب باقی نخواهد ماند و همه آنها از بین خواهند رفت.


پی نوشت: 17آبان از سوی افراد ضد ولایت فقیه و منافق ، روز " آزادی بیان" نامگذاری شده، در رد این روز همین بس که من متولد 17 آبان هستم و خدا با خلق کردن شخصیت دیکتاتوری مانند من، به جهانیان اثبات کرد این روز به اشتباه نامگذاری شده است.
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 12:0  توسط مهند حامد  | 

اعداد ۹ ، ۱۱ ، ۱۳ و ۳۳ ؛ در بین ماسونها (فراماسون ها) از  اعداد نمادین و بسیار مقدس  به شمار میروند و از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

از طرفی از نمادهای ماسونها این است که یکی از دستان خود را در زیر کت خود قرار میدهند که از این طریق اشاره ای میدهند و  یکدیگر را میشناسند.

در سریال قهوه تلخ نیز یک اتفاق ماسونی رخ داد. در قسمت ۹ و در دقیقه ۳۳ ناگهان یکی از بازیگران دست خود را در زیر کت خود قرار میدهد! (نقطه شروع سریال را ابتدای عبارت "به نام خدا" قرار دهید و پیام های بازرگانی را حذف کنید؛ حساب کنید خواهید دید درست است)

انشالله که این صحنه و این اتفاق کاملا تصادفی است!


پی نوشت:

1- این مطلب را به نقل از دکتر علی اکبر رائفی پور عزیز نوشتم !

2- پیشنهاد میکنم دوستان گرام کلمه "راز دلار" را در گوگل سرچ کرده و مطالب دکتر رائفی پور را بخوانید.

3- دوستان بیش از حد مدعی اول برن دو تا مقاله از دکتر رائفی پور در مورد ماسونها بخونن بعد اظهار نصیحت کنند. (که البته از نصیحت تمامی دوستان ممنونم!)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 19:4  توسط مهند حامد  | 
 

و ما همان هاییم که پرچم اسلام را در آن سوی افق بر زمین خواهیم کوبید...